در این شماره می خوانید:

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره ۹۹

سال بیست و پنجم | بهار ۱۴۰۱ | ۲۶۲ صفحه

ســرمقــاله

نشاط بهاري هر سال براي ارمنيان سراسر جهان توأم با يادآوري نژادکشي هولناک هم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کيشانشان است. در بهار 1915م، ميليون‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها‌ ارمني در زادگاه خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ قرباني بخل و کينة عثماني‌ها شده بودند. امسال اما پيمان بنا را بر اين گذاشته که آن خاطرات تلخ را به يک سو نهد وتنها، در سرفصل شمارة بهاري خود به وقايع دردناک آن روزگار بپردازد و در ادامه، راوي زيبايي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي فرهنگ‎ ملت‌ها باشد. آغازگر مقالات اين شمارة بهاري نوشتة پرباري است در بارة‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ دليرمردي که عثماني‌هاي نژادکش نيز او را ستوده‌اند و شايستة لقب پاشا دانسته‌اند. « مردي بر فراز کوه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها» عنوان تنها مقالة مرتبط با بهار سياه 1915 است. نويسنده در اين مقاله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ به شخصيت استثنايي ژنرال آندرانيک اوزانيان، فرازونشيب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي زندگي او، رويارويي او با خون‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خواهان عثماني و آرمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي ملي و دغدغه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و آمال اين بزرگمرد نظامي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ارمني در دو دهة پاياني سدة بيستم و دو دهة نخست سدة بيست‌ويکم پرداخته است.

بخش بزرگي از مطالب اين شماره به گوشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اي از فرهنگ ايران و هنر ايرانيان ارمني اختصاص داده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎ شده. حکاکي، نگارگري، تذهيب و نقاشي هنرهايي هستند که از ديرباز هنرمندان ايراني و ارمني، همانند ديگر اقوام هلال حاصلخيز و همسايگانشان، از آن براي رساندن پيام خود بهره برده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند. هنر در اين خطه ـ از هنر اورارتويي‌ها در عصر مفرغ تا حجاري در دوران هخامنشيان و هنر مانويان و ساسانيان و بسط هنر ايراني نزد عرب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي اموي بيگانه با هنر و رواج مکتب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هايي چون بغدادي، سلجوقي، ايلخاني، مغولي، هراتي، سمرقندي، صفوي، افشاري و قاجاري ـ شاهد دوره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي گوناگون بوده. گوشه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اي از اين دگرگوني‌ها در مقاله‎اي با عنوان « نقش‌مايه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي هنر شرقِ دور در نگارگري ارمني» به قلم يکي از همياران فارسي‌زبان پيمان به تفصيل شرح داده شده است.

تاريخ هنر حکايت از آن دارد که تحول در اين فنون در فلات ايران و بلندي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي ارمنستان متأثر از ذوق و تجربة هنرمندان و عوامل جغراسياسي منطقه بوده. از تحولات اين هنرها مي‌توان به تغيير در طراحي تصاوير از دو بعدي به سه بعدي، ظهور سايه‌ها، استفاده از نقوش انساني علاوه بر نقش گل‌ها و گياهان و حيوانات، استفاده از چهرة زنان در طرح‎هايي که پيش از آن مختص چهرة مردان بوده، طراحي تصاويري از خنياگران و مجالس بزم و طرب افزون بر صحنه‌هاي جنگ و شکار، استفادة تدريجي از خمير رنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي صنعتي به جاي رنگ‌هاي طبيعي و در نهايت، تاًثيرپذيري از نقاشي غربي اشاره کرد. از سدة دهم خورشيدي به اين سو، حضور بازرگانان، انديشمندان و هنرمندان ارمني‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تبار در ايران افزايش يافت. دنياي هنر نيز از اين تحول متأثر شد. در اين برهه، بازرگانان ارمني که اصفهان را به پل ارتباطي بين ميلان و آمستردام در اروپا و کلکته و جاوه در خاور دور تبديل کرده بودند، انبوهي از مصنوعات غربي از دستگاه چاپ گرفته تا بوم و رنگ روغن را به ايران آوردند. نقاشان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و حکاکان‌‌‌‌‌ فلزکار ارمني نيز سهمي بسزا در انتقال مکتب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي هنري و سبک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي نقاشي دنياي غرب به ايران داشتند. اعقاب اينان در کنار هنرمندان پادشاهي وان، واسپوراکان و کيليکيه نگارگري، تذهيب و نقره‌کاري را به سطوح عالي رسانده بودند و در اين روزگار، نيز خاستگاه اجدادي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شان بيش از پيش با روسيه و کشورهاي غرب در ارتباط بود.

در شماره‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي گذشته، برخي از اين بازرگانان بدعت‌گذار و هنرمندان ارمني دوران صفويه و افشاريه و بنيان‌گذاران آثار هنري ماندگاري چون کليساي وانک جلفاي نو و نيز، پيشگامان نقاشي اصفهان به ويژه، استادان آبرنگ را معرفي کرده‌ايم. در اين شماره، نيز به معرفي آن دسته از هنرمنداني خواهيم پرداخت که در حال حاضر در فضاي هنر ايران فعاليت دارند. گارنيک دِر هاکوپيان و سارو مگردچيان دو هنرمندي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ هستند که يکي با قلم مو و ديگري، با سمبه و اسکنه جلوه‌اي ديگر به گلستان هنر ايران‌زمين افزوده‌اند. يکي از اين دو پيرو سبک نقره‌کاري وان ارمنستان است و بر سطح سخت و سرد ورق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي نقره نقش مي‌زند و ديگري، با نيم‌نگاهي به نقاشي‌خط، خالق نوگراي فضايي انحصاري و عاري از زشتي و دنيايي سحرآميز و تخيلي بر پهنة سفيد بوم است. «هنرحکاکي روي نقرة ارمنيان»؛ «حکاکي،هنر ثبت شخصيت و فرهنگ بر شيئي بي‌جان» ؛ «اصوات زندگي» ؛ «آزادي و نوآوري در خلق آثار هنري» ؛ «گارنيک، روايتگر ترکيب‌بندي‌هاي موزون از نقاشي با خط» ؛ «گارنيک دِر هاکوپيان و مجموعة تصويرِ دوگانگي» ؛ «حضور هنرمند غايب» و «گارنيک دِر هاکوپيان، خالق آثاري با ترکيب زيبايي از تلفيق نمادهاي ارمني و ايراني» عناوين مقاله‌هايي است که به اين دو هنرمند اختصاص دارد. «نگاهي به هنر و معماري کليساي مسروپ مقدس مشهد» عنوان مقاله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اي به قلم يکي ديگر از همياران فارسي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زبان پيمان است که شاهد خاموش حضور ارمنياني است که به دست افشاريان به خطة شمال شرق ايران کوچانده شدند. اين نوشتاريست تحقيقي و يادآور نمادي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ديگر از در هم تنيدگي ادواري دو قوم کهن هلال حاصلخيز و فرهنگشان.

طبق روال هميشگي نشريه، مبني بر انعکاس فعاليت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي فرهنگي موسسة ترجمه و تحقيق هور، دو گزارش در اين شماره داريم يکي دربارة مراسم يادبود صدوهفتمين سالگرد نژادکشي ارمنيان و ديگري، دربارة مراسم بزرگداشت ديانا آبکار، نخستين سفير افتخاري زن درجهان.

فصلنامه فرهنگی پیمان شماره ۹۱ تا ۱۰۳

سبد خرید