
فصلنامه فرهنگی پیمان شماره ۷۵
تابلوهای راهنما در ترکیه چه چیزی را در مورد آثار تاریخی ارمنستان غربی پنهان می کنند
نویسنده: رافی کورتوشیان / ترجمه: شاهن هوسپیان
پس از پایان دو جنگ جهانی، داشتن هویت، تاریخ و فرهنگ کهن برای بسیاری از ملت ها و کشورها اهمیت خاصی یافت؛ به ویژه کشورهایی که توسط دولت های قدرتمند وقت، در نیمۀ اول قرن بیستم به وجود آمدند و یا کشورهایی که قرن ها با استفاده از تمدن ملت های تحت سلطه به حیات خود ادامه داده اند و هیچ سهمی در فرهنگ و هنر بشری نداشتند. این کشورها برای نشان دادن ریشه های عمیق تاریخی و فرهنگی خود و سهم خواهی از تمدن بشری تلاش می کنند تا با سرقت تاریخ و میراث فرهنگی ملت های همسایه، برای خود تاریخ سازی و فرهنگ سازی کنند. یکی از این کشورها ترکیه است؛ کشوری که با داشتن پیشینۀ ششصد سالۀ تاریخی در آسیای صغیر، امروزه، آنچه به عنوان فرهنگ و هنر خود به جهانیان عرضه می کند درواقع میراث فرهنگی ملت های تحت سلطه و یا ملت های همسایه است. برای پی بردن به این واقعیت کافی است نگاهی دقیق به آثار فرهنگی ارائه شده در سایت های اینترنتی بیندازیم.[۲] اقوام چادرنشینی که با روحیۀ وحشی از شمال چین به سمت غرب آسیا سرازیر شدند و از راه قتل و غارت زندگی کردند و باعث ویرانی تمدن های بسیاری شدند، چگونه می توانستند دارای فرهنگی بارورتر از فرهنگ ملل بومی غرب آسیا بوده و بر تمدن های منطقه تأثیر گذار باشند؟ اگر چنین است پس چگونه در خاستگاه خود میراث فرهنگی ارزشمندی از خود به جا نگذاشته اند؟با نگاهی کوتاه به تاریخ و فرهنگ این اقوام بیابان گرد به واقعیت بدوی بودن آنها پی می بریم. بنابراین، جای تعجب ندارد که امروز وارثان آنها در به وجود آوردن آثار تاریخی ـ فرهنگی مختص به خود در منطقه اصرار دارند تا از این طریق واقعیت تأثیرپذیری اجداد مهاجرشان را از فرهنگ و هنر ملل بومی پنهان کنند. ترک ها از قرن شانزدهم میلادی، در مناطقی که هزاران سال خاستگاه ارمنیان بود و از خود آثار فرهنگی فراوانی به جا گذاشته اند حضور یافتند و امروزه سعی می کنند که آثار فرهنگی ارمنیان را به عنوان میراث تمدن به جا مانده از اجداد خود معرفی کنند. آنها برای رسیدن به این هدف پای را فراتر گذاشته و بدون در نظر گرفتن واقعیت های تاریخی حتی آثاری را که قبل از کوچ اجداد آنها به غرب آسیا ساخته شده است میراث فرهنگی به جا مانده از گذشتگانشان معرفی می کنند تا شاید بتوانند خود را در جهان به عنوان یکی از مشعل داران تمدن بشری مطرح سازند و همچنین منکر وجود ارمنیان در منطقه و تأثیر فرهنگ آنها در شالوده های فرهنگ و تمدن امروزی ترکیه باشند. برای رسیدن به این هدف، نابودسازی فرهنگی گسترده ای در خاک ترکیه در جریان است و تهاجمی همه جانبه برای تحریف تاریخ و فرهنگ ارمنیان از سوی دولت ترکیه به کار گرفته شده که با ترجمه این مقالۀ پژوهشی[۳] یکی از روش های هویت سازی ترک ها برای خود و انکار وجود ارمنیان در مناطق ارمنی نشین ترکیه را بررسی می کنیم.[۴]
ده ها سال است که نشریات ترکیه به زبان های مختلف سعی می کنند واقعیات تاریخی آن کشور را تحریف یا پنهان کنند که با این کار باعث سردرگمی مردم خود و بسیاری از مردم جهان شده اند.
گاهی این گونه مطالب منتشر شده جواب مقتضی را دریافت می کند اما بسیاری از آنها بی جواب می ماند؛ زیرا مطالبی بی پایه و اساس هستند و ارزش جواب دادن ندارند. با این حال، مطالبی از این دست می تواند بر روی افراد غیر متخصص و ناآگاه تأثیرگذار باشد. تابلوهای راهنمای نصب شده در کنار آثار تاریخی واقع در ارمنستان غربی[۵] یکی از این موارد است. در این جستار تعدادی از تابلوهای راهنمای نصب شده در کنار آثار تاریخی در ارمنستان غربی را، که تصویر آنها در دوره های مختلف گرفته شده است، مورد بررسی قرار می دهیم. در این تابلوهای راهنما سعی شده است تا با وارونه جلوه دادن واقعیات تاریخی اطلاعاتی نادرست در اختیار بازدید کننده قرار گیرد.

در کنار کلیسای صلیب مقدس، واقع در جزیرۀ آختامار،[۶] در سه دورۀ مختلف تابلوهای راهنما نصب شده است. تابلوی اول که دکتر آرمن حق نظریان[۷] در ۱۹۸۰م، از آن عکس گرفته به دو زبان ترکی و انگلیسی است.
ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:
«کلیسای آکدامار. این کلیسا در سال های ۹۱۵ ـ۹۲۱م ساخته شده است. دیوارهای بیرونی کلیسا با حجاری و دیوارهای داخلی با نقاشی تزیین شده اند».
در ۲۰۰۰م، ساموئل کاراپتیان و در ۲۰۰۴م استفان سیم[۸] از تابلوی راهنمای کلیسای صلیب مقدس عکس گرفته اند. متن هر دو تابلو، که توسط بخشدار گواش نصب شده اند، یکسان و به دو زبان ترکى و انگلیسى نوشته شده است.
ترجـمۀ متــن دو تابلــوی راهنما به شرح زیر است:
«ایــن کلـیسا در سال هـای ۹۱۵ـ ۹۲۱م، توسط کشیش معمار مانوئـل و زیر نظر پادشاه گاگیـک اول، از خــاندان ارمـنی منطقـۀ واسپوراکـان، ساختـه شـده است. حجاری های قسمت پایین دیوارها با آیین مسیحیت و حجاری های قسمت بالا با آیین اسلام مرتبط است که نمونه ای جالب و موفق از تلفیق تصاویر اسلامی و مسیحی محسوب می شود».
در تابلوهای راهنما، از جزیره و کلیسای واقع در آن با یک نام یاد شده است در حالی که نام کلیسا صلیب مقدس است که ذکر نشده است. در متن تابلو، برای معنا دادن به نام جزیره در زبان ترکی، آن را به صورت آکدامار[۹] نوشته اند که در زبان ترکی به معنای «رگ سفید» است. در حالی که، نام ارمنی جزیره آختامار[۱۰] است و برای تلفظ آن به زبان ترکی می بایست به صورت آهتامار[۱۱] ذکر می شد. [۱۲]
بین توضیحات تابلوهای قدیم و جدید تفاوت هایی وجود دارد. در تابلوی نصب شده در ۱۹۸۰م، هیچ توضیحی در خصوص سازندۀ کلیسا، یعنی گاگیک آرتزرونی، پادشاه ارمنستان (۹۰۸ـ۹۴۳م)، نیامده است؛ در حالی که، در تابلوهای نصب شده در سال های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۴م، این موضوع ذکر شده است. در دو تابلوی راهنمای آخر توضیحات بی اساسی در مورد موضوع حجاری ها آورده شده است. در واقع، شش ردیف حجاری دیوارهای خارجی مباحثی مانند تجلیل از مبارزات ارمنیان علیه اعراب، مبارزه برای حفظ دین مسیحیت، شجاعت های خاندان آرتزونی و همچنین زندگی روزمرۀ مردم عادی منطقه را به تصویر می کشند. [۱۳]حجاری های ردیف بالایی نیز تزییناتی با شاخه های انگور در هم تنیده شده با خوشه های انگور است که در داخل شاخه ها حجاری هایی با موضوع های باغبانی، درو محصولات، تهیه شراب و غیره وجود دارد. با توجه به حرام بودن تهیۀ شراب در آیین اسلام توضیحات آورده شده در تابلوهای راهنما، مبنی بر ارتباط حجاری های این بخش با آیین اسلام، در تناقض است. آنچه مشخص است، این است که با توضیحات ارائه شده و دادن اطلاعات غلط، سعی شده تا این نگرش به خواننده تفهیم شود که در این منطقه، مردمی با ادیان و نژادهای متفاوت می زیستند و منطقه مختص ارمنی ها نبوده است.
در کنار قصر بارون در شهر آنی[۱۴]، تابلوی راهنمایی نصب شده که ساموئل کاراپتیان در ۲۰۰۴م از آن عکس گرفته است. نوشتۀ روی تابلو به دو زبان ترکی و انگلیسی است اما توضیحات به زبان انگلیسی بسیار کمتر است.
ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:
«بسم الله الرحمان الرحیم، من آلب ارسلان، سلطان سلجوقی، در سال ۱۰۶۴م، شهر آنی را تصرف و ابول منوچهر، از خاندان شداد اوقلی، را حاکم شهر تعیین کردم. این قصر سلجوقی در قرن دوازدهم میلادی توسط ترکان سلجوقی بنا شده است».
در بخش ترکی تابلو از زبان آلب ارسلان تصرف شهر آنی سال ۱۰۶۴م ذکر شده است اما منبع این اعلان آلب ارسلان را، که هیچ ارتباطی با تاریخ بنای قصر ندارد، مشخص نکرده است. واضح است که متن مورد نظر اشتباه است؛ زیرا آلب ارسلان حکومت شهر آنی را در ۱۰۶۵م، به ابول اسور،[۱۵] حاکم شهر دوین،[۱۶] واگذار می کند. پس از فوت ابول اسور در ۱۰۶۷م، امیر پاتلون[۱۷] حاکم شهر گنجه، شهر آنی را از سلجوقیان خریداری و برادرش منوچهر را حاکم شهر تعیین می کند. [۱۸] این نامی است که از زبان آلب ارسلان در بخش ترکی تابلو آورده شده اما به علت تناقض با واقعیت های تاریخی در بخش انگلیسی ذکری از آن نشده است. در تابلوی راهنما، قصر بارون از بناهای دورۀ سلجوقیان معرفی شده است، در حالی که، نیکوغایوس مار[۱۹] و هوسپ اوربلی[۲۰] دو تن از باستان شناسان و تاریخ دانان برجسته، تاریخ بنای قصر را اواخر قرن دوازدهم یا اوایل قرن سیزدهم میلادی، یعنی زمانی که دیگر سلجوقیان بر ارمنستان تسلط نداشتند، تشخیص داده اند. [۲۱]
درکاوش های باستان شناسی در ۱۹۰۵م، بقـایـای قـصـری در شمـال کلیسای گاگکاشن[۲۲] یافـت شد. این بنا، طبق نامی که بر یکی از سنگ های ستاره شکل حک شده بود؛[۲۳] با نام قصر سرکیس نام گذاری شـد کـه در قرن دوازدهم میلادی بنا شده است. توروس تورامانیان، باستان شنـاس و تاریـخ دان و عضو هیئـت باستـان شناسی، بر اساس سنـگ هـای بـه دسـت آمـده از ورودی اصلی قصر، موفق شد طرح کامـل ورودی را ترسیـم کنـد که شبـاهت بسیاری به ورودی قـصر بـارون دارد. این موضـوع گواهی بر استفـاده از این گـونه تزیینات با سنـگ های ستـاره شکل بـرای ورودی قـصرها در شـهر آنـی، بین سده هـای دوازدهـم و سیـزدهـم میلادی است.
بنـا به تفـسیر بسیـاری از محققان معماری ارمنی، تزیین ورودی های اصلی بناها با استفاده از سنگ های ستاره شکل در معماری قرون دوازدهم و سیزدهم میلادی ارمنستان متداول بوده است. سردرهای بسیاری از این دوره به دست آمده است که با سنگ های ستاره شکل یا مربع شکل تزیین شده اند. [۲۴] در واقـع، قصر بارون هیـچ ارتباطی با دورۀ سلجوقی نداشته و در دورۀ حکومت زاکاریان ها بنا شده است. در سردر بسیـاری از کـلیـساهای قـرون دوازدهــم و سیـزدهــم میـلادی همچون ساقموساوانک،[۲۵] نـورواراگـاوانـک،[۲۶] هـاریجاوانـک[۲۷] و مشکـاوانـک[۲۸] نیـز از ایـن نـوع تزیینات استفاده شده است.
تـا کنـون، در کنـار قلـعـۀ خـوشاب[۲۹] دو تابلوی راهنما نصب شده است. دکتر حق نظریان، در ۱۹۸۰م، از تابـلوی اول، که به دو زبان ترکی و انگلیسی بوده، عکس گرفته است.
ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:
«قلعۀ خوشاب. این قلعه در سال ۱۶۴۳م، به دست ساری سلیمان، از خاندان محمودی و تحت حکومت عثمانی، ساخته شده است. قلعه دارای دو مسجد، سه حمام و یک زندان است».
از تابلوی بعدی، که به زبان های ترکی و انگلیسی است، در ۲۰۰۸م، عکسبرداری شده.
ترجمۀ متن این تابلوی راهنما به شرح زیر است:
«قلعۀ خوشاب. این قلعه به دست محمودی سلیمانی و تحت حکومت عثمانی در سال ۱۶۴۳م، ساخته شده است. دژ مرکزی از شمال دارای حصار خارجی است. قلعه از شمال دارای برج ها و حصارهای بین آنهاست. در داخل قلعه تالارهای پذیرایی مردانه و زنانه، زندان، نانوایی، مسجد و آب انبار وجود دارد».
در هر دو تابلو،[۳۰] وجود دو کلیسا در محوطۀ قلعه نادیده گرفته شده است. این کلیساها در اواخر قرن نوزدهم میلادی هنـوز وجـود داشته اند. [۳۱] حـتی ویرانـه های کلیساهـا تا اوایـل قـرن بیستـم در داخـل قلعـه باقـی مانـده بـود. [۳۲]اولیـن بـار یاقوت حمــوی[۳۳] از این قلعـه، کـه در زمان حکومت خاندان آرشاکونیاتس متعلق به خاندان ماردبدونی و در قرون نه تا یازده میلادی نیز اسقف نشین منطقه بوده است، با نام قلعۀ خوشاب نام برده است. [۳۴] براساس گواهی اولیا چلبی[۳۵] قلعه توسط آل عباس حکاری ساخته شده است و در۱۳۹۷م، به دست خاندان محمودی می افتد. قلعه در قرن هفدهم میلادی مرکز خاندان کرد محمودی می شود[۳۶] و زمانی که اولیا چلبی در ۱۶۵۴م، از قلعه بازدید می کند قلعه در اختیار آن خاندان بوده است. طبق گواهی چلبی در ۱۶۵۰م، قلعه توسط سلیمان زمان خان توسعه یافته[۳۷] و در سال های ۱۸۳۰م، همچنان در اختیار کردها بوده است « … قلعه در اختیار امین بیگ، از خان های کرد منطقه، بود و همچون گذشته استقلال کامل داشت …». [۳۸]
در ۱۸۴۷م، دولت عثمانی موفق به تصرف قلعه و پایان دادن به استقلال خان منطقه می شود. [۳۹]
در هر دو تابلوی راهنما هیچ اشاره ای به گذشتۀ ارمنی قلعه نشده و تاریخ تسلط عثمانی بر قلعه و همچنین تاریخ بنای قلعه نیز اشتباه ذکر شده است (در واقع، تاریخ ذکر شده در تابلوها زمان بازسازی آن توسط خان کرد قلعه است).
ساموئل کاراپتیان طی سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۷م، از دو تابلوی راهنمای کنار ورودی قلعۀ قارص[۴۰] عکس گرفته است.
متن تابلو در هر دو عکس، که به زبان های ترکی و انگلیسی نوشته شده، تقریباً یکسان است.
ترجمۀ متن تابلوهای راهنما به شرح زیر است:
«قلعۀ قارص. قلعه در ۱۱۵۳م (۵۴۷ ق)، به دست فیروزآقا، وزیر ملک عزالدین سلدق، از خاندان بنی سلدق،[۴۱] ساخته شد. قلعه در ۱۳۸۶م (۷۸۶ ق)، بر اثر حملۀ مغول ها ویران و در ۱۵۷۹م (۹۸۷ق)، به دست مصطفی لالا پاشا، سردار سلطان مراد دوم، بازسازی شد».
در توضیحات هر دو تابلوی راهنما، دورۀ مربوط به ارمنیان حذف شده است در نتیجه، در ذهن بازدیدکننده این تصور به وجود می آ ید که قلعه در دورۀ حکومت عثمانی ساخته شده است. همچنین، ذکر سال ۱۱۵۳م به منزلۀ تاریخ ساخت قلعه بی اساس است؛ زیرا در منابع ارمنی مربوط به قرن نهم میلادی، از این قلعه یاد شده است. نام قلعۀ قارص بارها پیش از تاریخ ذکر شده در تابلوها، توسط مورخان ارمنی و غیر ارمنی همچون استپانوس آسوغیک دارونتسی،[۴۲] تووما آرتزرونی،[۴۳] آریستاکس لاستیورتسی،[۴۴] ماطه ووس اورهایتسی،[۴۵] کُنستانتین پرفیروژنیتوس[۴۶] و بسیاری دیگر آورده شده است. [۴۷]
در ۸۸۸م، قلعه متعلق به ساهاک مله، از خاندان ارمنی منطقۀ واناند، بود که علیه آشوت اول باگرادونی، پادشاه ارمنستان، به پامی خیزد و در نتیجۀ جنگی که رخ می دهد، قلعه به دست خاندان باگرادونی می افتد. در ۹۲۹م، آباس باگرادونی،[۴۸] پادشاه ارمنستان، با مستحکم کردن دژ مرکزی، قارص را به عنوان پایتخت ارمنستان برمی گزیند. [۴۹]
آشوت سوم باگرادونی، پادشاه ارمنستان در سال ۹۶۱م، پایتخت را از قارص به شهر آنی منتقل می کند[۵۰] اما در ۹۶۳م، برادرش، موشق، سردار سپاه ارمنستان، خود را پادشاه منطقۀ واناند ـ به پایتختی قلعۀ قارص ـ اعلام می کند و تا ۹۸۴م، در قدرت باقی می ماند[۵۱] و پس از وی پسرش، آباس، تا ۱۰۲۸م، بر این منطقه حکومت می کند. [۵۲] سپس، پسر آباس، گاگیک، از ۱۰۲۹ ـ ۱۰۶۴م بر قلعه و مناطق اطراف آن حکومت می کند اما در ۱۰۶۴م، قلعه به تصرف امپراتوری بیزانس در می آید. [۵۳] در ۱۰۷۱م، قلعۀ قارص به اشغال سلجوقیان در می آید[۵۴] اما این وضعیت زیاد طول نمی کشد؛ زیرا براساس کتیبه های روی دیوارهای دژ مرکزی، قلعه توسط ارمنیان مرمت شده که این گواهی بر پایان تسلط سلجوقیان است. [۵۵]
بر روی باقی ماندۀ یکی از برج های حصار شهر، کتیبه ای وجود دارد که در ۱۸۹۰م صدمه دیده است. این کتیبه، مرمت دیوارهای شهر توسط ارمنیان را گواهی می کند. بر روی برج ششم در سمت شمال شرقی قلعه، کتیبه ای به زبان ارمنی مربوط به ۱۱۸۴م، به شرح زیر قرار دارد:
[Ի ՈԼԳ (۱۱۸۴) ԹՎԻՍ ՇԻՆԵՑԱՒ ԲՈՒՐՋՆՍ ՅԻՇԱՏԱԿ ԽԱՉՈՏԻՆ ԿԱՆԿԻՏԱՏՈՅՆ. ýԱՍՏՒԱԾ ՈՂՈՐՄԻ ՆՄԱ: [۵۶
در ۱۱۸۶م، ملکه تامارا[۵۷] یکی از برادران زاکاریان[۵۸] به نام زاکاره را به سمت سردار سپاه و ایوان، برادر دیگر، را به سمت نایب السلطنه منصوب می کند. [۵۹] براساس گواهی وارطان آرولتسی[۶۰] آنها در ۱۲۰۶م، قلعۀ قارص را آزاد می کنند. [۶۱]در زمان حکومت زاکاریان ها، برج ها و دیوارهای قلعه مرمت می شود که در این خصوص کتیبه ای به شرح زیر در دیوارهای قلعه نصب شده بود.
ԹՎԻՍ ՈՁԳ (۱۲۳۴) Ի ԹԱԳԱՒՈՐՈՒԹԵՍ ԸՌՈՒՍՈՒԴԱՆԱ, ՅԱԹԱՊԱԿՈՒԹԵՆՆ ԻՎԱՆԷԻ ՄԵՔ ԿԱՐՈՒՑ ՔՐԻՍՏՈՆԷՔՍ ՇԻՆԵՑԱՔ ԶԲՐՋՆԵՐՍ Ի ՀԱԼԱԼ ]ԱՐԴԵԱՆՑ ՄԵՐՈՑ: [۶۲
در ۱۲۳۶م، قلعۀ قارص به اشغال مغول ها در می آید. در ۱۳۹۴م، تیمور لنگ قلعه را تصرف و ویران می کند و در ۱۵۷۹م، منطقه به اشغال عثمانی در می آید و آنها قلعه را مرمت می کنند.
ساموئل کاراپتیان، طی ۲۰۰۵ و ۲۰۰۸م، از تابلوهای راهنمای کنار پایۀ غربی پل شهر آنی،[۶۳] که به زبان های انگلیسی و ترکی هستند، عکس گرفته است.
ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است: «پل چوپان دِده. پل در محل پیوستن کوه های کارکابازار به رود ارس ساخته شده است. تاریخ بنـای پـل به دورۀ خانـدان ایلخـان ها در زمــان سازنـدگـی غـازان خــان (۱۲۹۵ـ۱۳۰۴م) بـاز مـی گردد. پـل توسط امیـر چـوپان سالـدوز، وزیـر غـازان خـان، در سـال هــای ۱۲۹۷ـ ۱۲۹۸م ساخته شده است. طول پل ۱۲۸متر و عرض آن ۵/۸ متر، تعداد چشمه ها هفت عدد، طول بزرگ ترین چشمه سیزده متر و مرتفع ترین نقطۀ پل سی متر است».
تاریخ بنای پل تا کنون مشخص نشده است. [۶۴] در ۱۸۷۲م، یرمیا تیوکانتس،[۶۵] که در روستای کنار پل اقامت داشت، گواهی می کند که اسقف تیمتیوس[۶۶] در ۱۸۶۵م، از کتیبه ای به زبان ارمنی دارای تاریخ ۱۱۶۰م، که بر روی پل نصب شده بود، رونویسی کرده است. [۶۷]
… Ի ՀԱՅՈՑ ՀԱՍՏԱՏԵԱԼ ԿԱՄՈՒՐՋՍ ՆՈՐՈԳԵԱՑ ՄԱԳԻՍՏՐՈՍ ԸՆԴ ՎԱՆՈՒՑ ՍՈՒՐԲ ԱՍՏՈՒԱԾԱԾՆԻ ԵՒ ԸՆԴ ԴՂԵԱԿԻՆ ԴԱՐՈՒՆԱՅ ԹԻՒ ԶՃԹ
این کتیبه به روشنی بیان می کند که پل توسط ارمنیان بنا شده و در ۱۱۶۰م، به دست ماگیستروس[۶۸] و مالکان دیر مریم مقدس در حسن قلعه[۶۹] و قلعۀ داروینک[۷۰] مرمت شده است.
کاجبرونی،[۷۱] از محققان اوایل قرن بیستم میلادی، این کتیبه را در کنار دو کتیبۀ دیگرـ که به زبان عربی هستند ـ مشاهده کرده است. در حال حاضر، دو کتیبه ای که به زبان عربی هستند هنوز در محل وجود دارند اما متن کتیبه به زبان ارمنی تراشیده شده و تنها یک کلمه از آن باقی مانده است. [۷۲] کتیبه های به زبان عربی در مکان اولیه قرار ندارند؛ زیرا کاجبرونی پل را مورد بررسی دقیق قرار داده است و مکان دقیق کتیبه ها را در مقاله خود آورده که این مطلب بیانگر جابه جایی عمدی کتیبه هاست. قسمت گذر پل در ۱۸۵۴م، برای جلوگیری از پیشروی دشمن، به دست ارتش عثمانی تخریب شده است. [۷۳] احتمالاً در زمان مرمت پل و طی جابه جایی کتیبه های عربی، کتیبه به زبان ارمنی ـ که بیش از هشتصد سال سالم باقی مانده بود ـ تراشیده شده است تا با تحریف، تاریخ بنای پل را بین سال های ۱۲۹۷ ـ ۱۲۹۸م، اعلام کنند.
ساموئل کاراپتیان در ۲۰۰۴ م از دو تابلوی راهنما به زبان های انگلیسی و ترکی در کنار دروازۀ قارص شهر آنی عکس گرفته است.
ترجمۀ متن تابلوهای راهنما به شرح زیر است:
«ویرانه های شهر آنی. سکونت در آنی از ۵۰۰۰ ـ ۳۰۰۰ ق. م. در دوران نوسنگی آغاز شده است. از ۳۰۰۰ ـ ۲۰۰۰ ق. م.، در دوران عصر برنز، نیز سکونتگاه انسان بوده است [در متن انگلیسی به جای ۲۰۰۰ عدد ۱۲۰۰ نوشته شده است]. از ۲۰۰۰ ق .م. سکونتگاه اقوام هوری شده است. از ۹۰۰ ـ ۷۰۰ ق. م. سکونتگاه اورارتو بوده است. از ۶۵۰ ق .م. تحت کنترل هخامنشیان قرار گرفته است. از ۶۲۶ ـ ۱۴۹ق .م. تحت کنترل اقوام ترک سکاها (سیت ها) بوده است. از ۳۵۰ ـ ۳۰۰ق. م. شهر توسط کرمپارتی، از خاندان کامساراکان های آرشاکونیاتس،[۷۴] که از اقوام اوغوز بودند، بازسازی شده است [در متن انگلیسی آمده است که از ۱۴۹ق. م. الی ۴۳۰م، این مکان تحت کنترل خاندان آرشاکونیاتس بوده است]. از ۴۳۰ ـ ۶۴۶م، تحت حاکمیت ساسانیان قرار داشته است. از ۶۴۶م، در زمان خلافت عمر، تحت حاکمیت اعراب قرار گرفت. خاندان باگرادونی از ۷۳۲م حاکمان شهر شدند. در ۹۶۶م، آشوت دوم باگرادونی دیوارهای شهر را بازسازی می کند و آنی پایتخت پادشاهی وی می شود. در ۱۰۴۵م، شهر به دست بیزانس می افتد. در ۱۰۶۴م، شهر به تصرف آلب ارسلان، سلطان سلجوقیان، درمی آید و او هم آن را به خاندان شداد اوقلی می دهد. در ۱۱۹۹م، شهر به دست اشراف گرجی می افتد. در ۱۲۲۶م، خوارزمشاهیان شهر را تصرف می کنند. مغول ها در ۱۲۳۵م، شهر را تصرف و ویران می کنند و پس از مدتی مرکز اداری منطقه می شود. از ۱۳۳۹ ـ ۱۳۴۴م، تحت کنترل ایلخانیان در می آید. از سال ۱۴۰۶ ـ ۱۴۶۷م، به دست قره قویونلوها می افتد اما از ۱۴۶۷ ـ ۱۵۱۶م، به تصرف آق قویونلوها در می آید. از ۱۵۱۶ ـ ۱۵۳۴م، به تصرف ترک های افشاری درمی آید. در ۱۵۳۴م، ضمیمۀ امپراتوری عثمانی می شود. در ۱۸۷۸م، به تصرف روسیه درمی آید و برای مدت چهل سال از وطن جدا می ماند. در ۱۹۲۱م، در زمان جنگ های استقلال، از روسیه پس گرفته می شود».
در تابلوهای راهنما اشتباهات تاریخی بسیاری به چشم می خورد همچنین مواردی از قلم افتاده و تحریف شده است که این موارد را ارائه می کنیم.
پس از سقوط حکومت اورارتو، پادشاهی آرمینا (هایک) جایگزین آن می شود. در زمان حکومت ایشتوویگو (۵۸۴ ـ ۵۵۳ ق. م.) خراج گذار مادها و سپس از ۵۵۰ ق. م. خراج گذار ایران هخامنشی می شود. در ۵۲۰ ق. م. داریوش اول، پادشاه هخامنشی، به حکومت آرمینا خاتمه می دهد و ارمنستان تا ۳۳۰ ق. م. در قلمرو حکومت هخامنشی باقی می ماند. [۷۵] بنابراین، تاریخ ۶۵۰ ق. م. قید شده در تابلو به عنوان تاریخ تصرف ارمنستان توسط هخامنشیان اشتباه و هدف آن حذف دوران پادشاهی ارمنی آرمینا بر منطقه است.
دربارۀ هجوم سکاها در ۵۲۹ ق. م.، که از استپ های آسیای مرکزی آمده بودند، شواهد تاریخی گواهی می کنند که کوروش، پادشاه هخامنشی، با آنها جنگیده و به آنها اجازۀ ورود به داخل مرزها را نمی دهد. کوروش در این جنگ کشته می شود و کمبوجیه، جانشین او، کار وی را به اتمام می رساند. [۷۶] بنابراین، ذکر حاکمیت سکاها بر منطقه (از ۶۲۶ ـ ۱۴۹ ق. م.) در تابلوی راهنما اشتباه است.
از ۳۳۰ ـ ۳۰۲ ق. م. خاندان یرواندی بر ارمنستان حکومت می کنند[۷۷] که در تابلوی راهنما هیچ اشاره ای به آنها و همچنین، تسلط سلوکیان بر منطقه از ۲۰۲ ـ ۱۹۸ ق. م. نشده است. [۷۸]
از ۱۸۹ ـ ۱ ق. م. شهر آنی در کنترل پادشاهی ارمنی آرداشسیان قرار می گیرد[۷۹] و پس از سقوط پادشاهی آرداشسیان، برای تسلط بر ارمنستان بین روم و پارت رقابت به وجود می آید. [۸۰] در ۶۶ م، پادشاهی خاندان آرشاکونیاتس بر ارمنستان، مورد تأیید قرار می گیرد و تیرداد اول پادشاه ارمنستان می شود. آنی تا ۴۲۸م، در تسلط پادشاهان ارمنستان باقی می ماند. [۸۱] پس از سقوط پادشاهی ارمنستان آنی ابتدا به تصرف ساسانیان سپس اعراب در می آید که در هر دو دوره، آنها آنی را به عنوان املاک خاندان ارمنی کامساراکان به رسمیت می شناسند. لازم به توضیح است که خاندان کامساراکان در تاریخ به عنوان سردمدار مبارزه بر علیه تسلط ساسانیان و اعراب بر ارمنستان معروف است. [۸۲] در بخش ترکی تابلوی راهنما، خاندان های آرشاکونیاتس و کامساراکان، از اقوام اوغوز معرفی شده اند در حالیکه در فرهنگ نامۀ لغات زبان ترکی از اقوام اوغوز اولین بار در قرن یازدهم میلادی یاد می شود. آنها در سرزمین خوارزم می زیسته اند و خیلی بعدتر از تاریخ ذکر شده به سمت غرب مهاجرت کرده اند. اوغوزها اجداد ترکمن ها، آذری ها و گاگائوز هستند،[۸۳] این به آن معناست که خود منابع ترکی ساختگی بودن اطلاعات درج شده در تابلوهای راهنما را تأیید می کنند.
اما در مورد خاندان کامساراکان، که نقش مهمی در تاریخ ارمنستان در قرون سوم الی هشتم میلادی داشتند، باید یادآور شد که آنها یکی از شاخه های خاندان پارتی کارن بودند که توسط ساسانیان قتل عام شدند و فقط کامسار، فرزند پیروزماد، موفق شد به ارمنستان پناه آورد. تیرداد سوم کبیر، پادشاه ارمنستان، در ۳۲۱م[۸۴] مناطق شیراک و یراسخادزور، از املاک متعلق به دربار، را به این خاندان داد و همچنین سمتی در دربار به آنها اعطا کرد. این خاندان به زودی با خاندان های آرشاکونیاتس و مامیکونیان ارتباط خانوادگی برقرار و به مدت پنج قرن به ارمنستان خدمت می کنند. [۸۵] با بررسی تاریخ بنای شهر آنی، در منابع ارمنی برای اولین بار در قرن پنجم میلادی توسط یقیشه و غازار پاربتسی از آن (به منزلۀ قلعه) یاد شده است. [۸۶]
در ۷۸۰م، آشوت باگرادونی (حاکم ارمنستان از سال ۷۹۰م) املاک خاندان کامساراکان را از آنها خریداری کرد که در بین آنها قلعۀ آنی نیز قرار داشت. [۸۷] در تابلوی راهنما دو اشتباه در این باره وجود دارد، اولی نام پدر آشوت باگرادونی که او نیز نامش آشوت بود (۷۳۲ ـ ۷۴۸م) و دوم تاریخ انتقال قلعه به خاندان باگرادونی.
در ۹۶۱م، پایتخت پادشاهی ارمنی باگرادونی (۸۸۵ ـ ۱۰۴۵م) از شهر قارص به شهر آنی منتقل می شود ولی در تابلوهای راهنما اشاره ای به این موضوع نشده است. در ۹۶۴م، آشوت دوم اولین دیوار شهر و در ۹۸۹م، سمبات دوم دیوار دوم را بنا می کند که اطلاعات ارائه شده در تابلوی راهنما در این خصوص اشتباه است. در ۱۰۴۵م، شهر به دست بیزانس می افتد و در ۱۰۶۴م، به اشغال سلجوقیان در می آید. ابول اسور، حاکم شهر دوین، در ۱۰۷۲م، شهر آنی را از آلب ارسلان خریداری می کند و آن را به فرزندش، منوچهر، می دهد و به این ترتیب، حکومت خاندان شدادیان در این شهر آغاز می شود. اطلاعات ارائه شده در تابلوی راهنما در این خصوص نیز اشتباه است. در ۱۱۲۳م، مردم شهر علیه حاکمان شدادیان شورش می کنند و شهر تحت حاکمیت داوید، پادشاه گرجستان، قرار می گیرد؛ اما شدادیان ها در ۱۱۲۶م، موفق به تصرف مجدد شهر می شوند. در ۱۱۶۱م، گئورگ سوم، پادشاه گرجستان، شهر را به تصرف درمی آورد اما در ۱۱۶۵م، شهر باردیگر توسط شدادیان ها اشغال می شود که این موضوع دوباره در ۱۱۷۴م تکرار می شود[۸۸] تا اینکه در ۱۱۹۹م، برادران زاکاریان، فرماندهان ارمنی سپاه مشترک ارمنی ـ گرجی، شهر را تصرف می کنند و آنی مرکز حکمرانی زاکاریان ها در ارمنستان می شود. [۸۹] این اطلاعات در تابلو طوری ارائه شده که نامی از ارمنیان در این بین نباشد.
مطالب مطرح شده در خصوص اشغال شهر توسط خوارزمشاهیان نیز واقعیت تاریخی ندارد؛ زیرا جلال الدین خوارزمشاه در ۱۲۲۵م، از سپاه مشترک ارمنی ـ گرجی، به فرماندهی ایوان زاکاریان، در نزدیکی قلعۀ گارنی شکست می خورد اما در ۱۲۲۶م، موفق به تصرف شهر دوین می شود که دو سال بعد سپاهیان ارمنی شهر دوین را نیز آزاد می کنند و وی مجبور به ترک منطقه می شود. مغول ها در ۱۲۳۶م، موفق به تصرف شهر می شوند که در تابلو این تاریخ به اشتباه ۱۲۳۵م، ذکر شده است. همچنین، هیچ اشاره ای به شورش ارمنیان، در سال های ۱۲۴۹م و ۱۲۶۰م، بر علیه استیلای مغول ها نشده است. [۹۰] این شورش ها به نتیجۀ نهایی نمی رسد اما مغول ها ادارۀ شهر را به خاندان زاکاریان واگذار می کنند. تاریخ ذکر شده در تابلوی راهنما برای دورۀ تسلط ایلخانیان بر شهر آنی در سال های ۱۳۳۹ ـ ۱۳۴۴م اشتباه است؛ زیرا حکومت ایلخانیان بر شهر آنی از ۱۲۵۶م، آغاز شده بود و تاریخ ذکر شده در تابلوی راهنما مربوط به دورۀ حکومت حسن کوچک است. [۹۱] در سال های ۱۳۸۶ ـ ۱۳۸۷م، ۱۳۹۵ـ ۱۳۹۶م و ۱۴۰۰ ـ ۱۴۰۳م، شهر بارها مورد حملۀ تیمور لنگ قرار می گیرد و کاملاً ویران می شود.
در سال های ۱۴۰۶ـ ۱۴۶۷م، حاکمیت شهر آنی به دست قره قویونلوها می افتد. سپس، از ۱۴۶۷م به تصرف آق قویونلوها در می آید که پادشاهان صفوی ایران به حکومت آق قویونلوها در منطقه پایان می دهند و شهر به تصرف آنها در می آید. [۹۲] بنابراین، دورۀ حکومت آق قویونلوها بر شهر، که در تابلوی راهنما تا ۱۵۱۶م ذکر شده است، صحیح نیست.
از ۱۵۰۲م، آنی تحت کنترل صفویان قرار می گیرد و سپس به تصرف عثمانی در می آید و در آخر نیز امپراتوری روسیه آن را تصاحب می کند.
شهر آنی طی ۱۹۱۸ ـ ۱۹۲۰م، جزو جمهوری مستقل ارمنستان بوده است اما پس از سقوط جمهوری ارمنستان و طی پیمان قارص، که در ۱۹۲۰م بین روسیه و ترکیه منعقد شد، به ترکیه واگذار می شود که در تابلوی راهنما به این دو موضوع نیز اشاره ای نشده است.
در کنار قلعۀ بالو[۹۳] تابلوی راهنمایی به زبان های انگلیسی و ترکی نصب شده است که ساموئل کاراپتیان در ۲۰۰۸ م، از آن عکس گرفته است.
ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:
«قلعۀ بالو. از دورۀ اورارتو (از قرن ۹ ـ ۶۰۰ ق. م.).
قلعه به دست منوا، پادشاه اورارتو، بر روی صخره ای ساخته شده است. دیوارها و تعدادی از بناهای قلعه با سنگ لاشه ساخته شده است. قلعه در دوره های بعد بازسازی شده است. کتیبه ای با خط میخی متعلق به منوا، پادشاه اوارتو، بر روی صخره وجود دارد. از قلعه تنها دیوارهای شمال شرقی و تعدادی از بناهای داخلی باقی مانده است. یک تونل مخفی در داخل قلعه قرار دارد. تونل مخفی دیگری به نام علی گیلمز وجود دارد که با پلکان هایی به رودخانۀ مراد می رسد و قسمتی از آن بیرون از قلعه است. بعدها سلجوقیان، آل ارتق ها و عثمانی ها ساکن قلعه شده اند».
از تابلوی راهنما چنین برداشت می شود که پس از دورۀ اورارتو، اقوام سلجوقی، آل ارتق و عثمانی ساکنان قلعه شده اند. ابتدا باید حاکمان قلعه را از اهالی منطقۀ اطراف قلعه متمایز کرد؛ زیرا بدون در نظر گرفتن اینکه چه کسانی حاکمان قلعه بوده اند، اکثریت اهالی منطقه ارمنی بودند، به استثنای پنجاه سال آخر امپراتوری عثمانی که به دلیل کشتار و کوچ اجباری ارمنیان منطقه، تعداد آنان کاهش یافت. به قول ترویانتس[۹۴] در ۱۸۷۰م، تعداد ارمنیان شهر بالو کاهش یافته بود؛ زیرا یک پنجم آنان از منطقه مهاجرت کرده بودند. [۹۵]
در دورۀ کشتار ارمنیان در ۱۸۹۵م، ۱۲۰۰ نفر از ارمنیان شهر بالو کشته شدند. [۹۶] ارمنیان شهر در ۱۹۱۵م، از شهر رانده شدند و تعداد اندکی از آنان جان سالم به در بردند. هر چند قلعه در قرون هشتم و نهم میلادی مقر سپاهیان عرب بود اما تا پایان قرن دوازدهم میلادی به طور کامل ارمنی نشین بود. سیمون لهاتسی[۹۷] در ۱۶۱۳م، در شهر بالو حضور داشته و در سفرنامه اش چنین نگاشته است:
« … به بالو رسیدم که دارای روستاهای ارمنی نشین متعدد و قلعۀ مستحکمی است … در شهر هشت کلیسای زیبا و سرپا و یک مسجد کردی با سقف کاهگلی وجود دارد».[۹۸]
با در نظر گرفتن اینکه در شهر هشت کلیسا و یک مسجد وجود داشته است، مشخص می شود که بیشتر اهالی شهر در ۱۶۱۳م، ارمنی بودند. در۱۸۸۰م، ۵۸۵ خانوادۀ ارمنی و ۵۰۰ خانوادۀ ترک و کرد در شهر بالو زندگی می کردند. [۹۹] در ۱۸۹۲م، تعداد ارمنیان ۱۷۰۰ نفر و ترک ها و کردها ۳۵۰۰ نفر بوده است[۱۰۰] و در ۱۸۹۷م تعداد ارمنیان به ۲۵۰۰ نفر و ترک ها و کردها به ۷۵۰۰ نفر رسیده بود. [۱۰۱] با افزایش ارمنیان شهر در سال های قبل از جنگ جهانی، تعداد ارمنیان بالغ بر ۷۸۰ خانوار و تعداد ترک ها و کردها نزدیک به ۴۵۰ خانوار بوده است. [۱۰۲] در تابلوی راهنما به عمد تاریخ دورۀ اورارتو تا حضور طایفۀ آل ارتق توضیح داده نشده است که ما تلاش می کنیم با اطلاعات دقیق و مستندی که در این زمینه موجود است این بخش از تاریخ منطقه را ذکر کنیم.
پس از حکومت اورارتو بر این منطقه، حکومت آرمینا (هایک) جایگزین آن شد که در۵۲۰ ق. م. توسط داریـوش اول سقوط کـرد و تا ۳۳۰ ق. م. تحت حاکمیـت هخامـنشیان باقی ماند. طی سال هـای ۳۳۰ ـ ۲۰۲ ق. م. منطقه تحت حاکمیت پادشاهی ارمنی یرواندی قـرار داشـت و از ۲۰۲ ـ ۱۸۹ ق. م. تحت تصرف سلوکیان قـرار گرفت. [۱۰۳] قلعه از ۱۸۹ ق. م. تا سال یک میلادی جزو قلمرو پادشاهی آرداشسیان بود که پس از سقوط این خاندان، رقابت بین روم و پارت برای تسلط بر این منطقه شروع شد. [۱۰۴] با استقرار حکومت آرشاکونیاتس بر ارمنستان قلعۀ بالو نیز جزو قلمرو آنها قرار گرفت. [۱۰۵] حاکمان قلعۀ بالو طی دوران حکومت خاندان آرشاکونیاتس بر ارمنستان تا سقوط این خاندان در ۴۲۸م، با تبعیت از حکومت مرکزی وضعیتی خودمختار داشتند اما با سقوط خاندان آرشاکونیاتس حاکمان بالو، که سپاهی از ارمنیان منطقه را در اختیار داشتند، سیاستی کاملاً مستقل در پیش گرفتند. در شورشی که در ۴۸۵م، علیه زنون، امپراتور بیزانس، رخ داد، حاکمان بالو بی طرفی اختیار کردند. زمانی که زنون شورش را سرکوب کرد اختیارات حاکمان بالو را تا ۵۲۹م ـ که امپراتور ژوستینین اول به استقلال این منطقه پایان دادـ به رسمیت شناخت. [۱۰۶] طی قرون هشتم و نهم میلادی منطقۀ بالو، همچون سایر مناطق ارمنستان، تحت کنترل اعراب قرار داشت و به علت اهمیت خاص منطقه، خلفای عباسی سپاهی برای کنترل کل منطقه در این قلعه مستقر کرده بودند. [۱۰۷] از ۸۸۵م، خاندان باگرادونی کنترل قلعه را به دست گرفتند. این قلعه یکی از مهم ترین قلعه های پادشاهی باگرادونی محسوب می شد؛ تا اینکه در ۹۷۰م، به تصرف امپراتوری بیزانس درآمد. [۱۰۸] به گواهی ماتئوس اورهایتسی،[۱۰۹] در دوران هجوم سلجوقیان، کل منطقه و مناطق همجوار آن تحت کنترل خاندان ارمنی تورنیکیان ـ که در ۱۰۵۶م، موفق به شکست سلجوقیان و حفظ استقلال منطقه شده بودند ـ قرار داشت اما آنها نیز در نهایت، در ۱۱۸۴م، قلعه را از دست دادند؛[۱۱۰] همان طوری که خوانندۀ محترم متوجه شده است تمامی این دورۀ تاریخی مهم از تابلوی راهنما حذف شده است.
در ۲۰۰۶م، در کنار کلیسای شهر بالو، که در ورودی شهر قرار دارد، تابلوی راهنمایی به زبان های انگلیسی و ترکی قرار داشت که در ۲۰۰۸م در نزدیکی کلیسا بر روی زمین افتاده بود.
ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:
«کلیسا. دورۀ امپراتوری بیزانس (۴۷۵ـ۱۴۵۳م).
تاریخ بنا به درستی مشخص نیست. تنها دیوارهای کلیسا سرپا مانده و بقیۀ قسمت ها تخریب شده است. پلان چهارضلعی آن دارای پوشش گنبدی بوده که ویران شده است. از گنبد فقط ساق آن باقی مانده که دارای نورگیرهایی قوسی شکل است. گنبد داراى گوشوارههاى بادبانى برای انتقال چهارگوش دیوارها به دایرۀ زیرگنبد است. قوس های زیر گنبد دارای کتیبه های پلکانی هستند. سقف محراب ها گنبدی شکل و از خارج به شکل سقف شیب دار است. بر روی قوس های زیر گنبد، نوشته هایی با رنگ روغن وجود دارد. محراب دارای نقاشی دیواری است و در دو سمت قسمت سقف آن تصویر دو فرشتۀ بالدار نقش بسته. در سمت راست قوس، تصویر مریم مقدس و در سمت چپ آن تصویر فرشتۀ جبرئیل دیده می شود. در سقف گنبد محراب، تصویر عیسی مسیح قرار داشته که کاملاً از بین رفته است. در بین نورگیرهای ساق گنبد تصویر حواریون و بر روی چهار گوشواره تصویر چهار نویسنده انجیل نقش بسته».
درست است که تاریخ بنای کلیسا مشخص نیست اما کلیسا، آن گونه که در تابلو معرفی شده، متعلق به دوران بیزانس نیست. مدارک زیادی برای اثبات ارمنی بودن کلیسا وجود دارد اما مهم ترین مدرک نوشته ای به زبان ارمنی بود که در حاشیۀ سقف محراب قرار داشت. این نوشته در زمان تهیۀ تابلو توسط نگارندۀ آن ملاحظه شده و در متن تابلو آمده است اما نگارنده به عمد ذکری از ارمنی بودن این نوشته، نکرده است. در حال حاضر با تخریب این قسمت از محراب دیگر نوشته ای وجود ندارد.
طبق منابع موجود نام کلیسا گریگور لوساوُریچ مقدس بوده است که از آن به عنوان مرکز کتابت در قرن هفدهم میلادی یاد شده است.
در ۱۶۲۸م، کشیش ماردیروس دعایی با نام تقدیم به درگاه گریگور مقدس در شهر بالو سروده است. [۱۱۱]
در ۱۶۴۷م، کاتب[۱۱۲] تادِئوس از روی کتاب جارنتیر[۱۱۳] از مطلبی دربارۀ این کلیسا چنین رونویسی کرده است:« … در زیر سقف کلیسای گریگور لوساوُریچ مقدس در شهر بالو …». [۱۱۴]
در ۱۶۵۲م، کاتب توخمان دربارۀ مکان نگاشتن کتاب خود چنین یاد کرده است: « … در زیر سقف کلیسای گریگور مقدس در شهر بالو …». [۱۱۵]
در ۱۶۵۳م، کشیش ماردیروس در خصوص مکان نگاشتن تقویم خود چنین نوشته است: « … در زیر سقف کلیسای گریگور مقدس در شهر بالو …». [۱۱۶]
از این مکان، در ۱۷۸۸م، به عنوان کلیسای ارمنی فعال یاد شده. [۱۱۷] به احتمال قوی کلیسای فعلی در قرن نوزدهم در مکان کلیسای قبلی ساخته شده است. بازدیدکننده ای، که در ۱۸۸۰م از منطقه دیدن کرده است، چنین می نویسد: «کلیسای مریم مقدس کلیسایی نوساز است و …». [۱۱۸]
در اواسط دهۀ ۱۸۹۰م، به علت کاهش ارمنیان شهر مراسم مذهبی در دو کلیسای گریگور لوساوُریچ و مریم مقدس انجام می شد و کلیسای گریگور لوساوُریچ کلیسای جامع شهر بود[۱۱۹] که در کنار بازار مرکزی شهر قرار داشت. سرکیسیان (آلوور)، سیاح ارمنی، در خصوص این کلیسا چنین نوشته است:
«وقتی که شهر از دور نمایان شد، اولین بنایی که توجه را جلب می کرد، کلیسای زیبای لوساوُریچ مقدس با گنبد باشکوه و قرمز رنگ آن بود».[۱۲۰]
بازدیدکننده ای، که در ۱۹۱۰م از این کلیسا دیدن کرده، شرح کامل جزئیات کلیسا را ثبت و آن را کلیسایی کوچک اما باشکوه خوانده است. [۱۲۱] بنابراین، براساس اطلاعاتی در متن تابلو آمده نه تنها در تاریخ مالکیت کلیسا دست برده شده بلکه واقعیات نیز کتمان شده است.
تابلوی راهنمایی به زبان های ترکی و انگلیسی در کنار دروازۀ قلعۀ وان[۱۲۲] نصب شده که در ۲۰۰۶م، از آن عکسبرداری شده است.
ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:
«قلعۀ وان
این قلعه در ۸۵۰ ق. م. به دست ساردوری، اولین پادشاه اورارتو، ساخته شده است. حکومت اورارتو در بین سال های ۹۰۰ ـ ۶۰۰ ق. م. به اوج شکوفایی خود رسید. قلعۀ وان در آن دوره توشبا نامیده می شد و یکصد سال پایتخت اورارتو بود. دوازده قبر دخمه ای، یک معبد روباز و تعدادی کتیبه به خط میخی در قلعه وجود دارد. پـس از اورارتـو قلعـه مـورد استفادۀ سلجوقیـان و عثمانـی قرار گرفته است. در داخل قلعه و بخش قدیمی شهر تعداد زیادی مسجد از آن دوره وجود دارد».
در تابلوی راهنما، دورۀ پس از اورارتو تا استقرار سلجوقیان و عثمانی به عمد حذف شده است که در ادامه به شرح این دوره می پردازیم تا علت حذف آن برای خواننده مشخص شود.
پس از سقوط حکومت اورارتو، قلعۀ وان تا ۵۲۰ ق. م. مورد استفادۀ پادشاهی آرمینا (هایک) قرار گرفت. سپس، از ۵۲۰ ـ ۳۳۰ق. م. تحت حکومت هخامنشیان[۱۲۳] و از ۳۳۰ ـ ۲۰۲ق. م. از قلعه های پادشاهی خاندان یرواندی بود و از ۲۰۲ـ ۱۸۹ق. م. به تصرف سلوکیان در آمد. [۱۲۴] قلعۀ وان از ۱۸۹ ق. م. الی یک میلادی در کنترل پادشاهی آرداشسیان و سپس از ۶۶ ـ ۴۲۸م، در قلمرو پادشاهی آرشاکونیاتس قرار گرفت. [۱۲۵] این قلعه در قرن هشتم میلادی به تصرف اعراب درآمد[۱۲۶] و بعد از آن به خاندان رشتونی رسید. پس از سرکوب شورش سال های۷۷۴ ـ ۷۷۵م، قلعه به دست خاندان آرتزرونی افتاد که آن را مرکز حکومت خود قرار دادند. طی سال های ۹۰۸ ـ ۱۰۱۶م، قلعۀ وان پایتخت پادشاهی ارمنی واسپوراکان بود[۱۲۷] اما در ۱۰۱۶م، توسط سنه کریم، پادشاه آرتزرونی، به امپراتوری بیزانس منتقل شد. در رونویسی متنی از این دوره چنین آمده است:
« در ۱۰۱۶م، سنه کریم، پادشاه واسپوراکان، وان را به واسیلیوس، پادشاه یونان، داد و در قبال آن سیواس را گرفت و به همراه پنج پسرش به آنجا نقل مکان کرد».[۱۲۸]
درمورد تعداد مساجد ذکر شده در تابلوی راهنمای واقع در قلعۀ وان و شهر توضیح این نکته ضروری است که کلیساهای زیادی نیز در آنجا بوده و هست؛ به طوری که در ۱۸۹۰م، در قلعه یک مسجد و یک کلیسا و در شهر هفت کلیسا و شش مسجد وجود داشته است. [۱۲۹]
در ۱۹۹۰م، زاون سرکیسیان از تابلوی راهنمای کنار کلیسای ابوقامرنتس[۱۳۰] در شهر آنی، که توضیحاتی به زبان های ترکی و انگلیسی در آن نوشته شده، عکسی تهیه کرده است.
ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:
«کلیسای پولاتوقلوی (ابوقامرنتس).
کلیسا در ۹۹۴م، توسط ابو الامیر، از خاندان پاولاولی، که از خراسان[۱۳۱] آمده بود ساخته شد».
اطلاعات درج شده در تابلوی راهنما اشتباه است. کتیبۀ روی سردر ورودی کلیسا، که در تاریخ ۹۹۴م، به کلیسا اهدا شده، مشخص می کند که کلیسا تا آن تاریخ وجود داشته است. [۱۳۲] به احتمال قوی کلیسا در ۹۸۰م، توسط ابوقامر،[۱۳۳] حاکم ارمنی شهر، ساخته شده است. [۱۳۴] در ۱۰۴۰م، در ضلع شمالی کلیسا آرامگاه خانوادگی ابوقامر ساخته می شود که کتیبه ای به زبان ارمنی نیز در آن نصب شده است. [۱۳۵]
Ի Թվին ՆՁԹ (۱۰۴۰), ես Ապլղարիպ հայոց մարզպան որդի Գրիգորի և Թոռն Ապուղամրի հայոց իշխանաց, Թէպէտ և անտես էի ի հաւրէ իմմէ, յաՂագս կրտսերուԹեան այլ հարկեցայ ի ծնաւղական սիրոյն և շինեցի զայս հանգստարան հաւր իմոյ Գրիգորի և եղբաւրն իմոյ Համզէի և Հռիմաւոէդայի և շինեցի սենեակ Բ (۲), սուրբ Ստեփաննոսի և սուրբ Գրիգորի… [۱۳۶] …
در خصوص منشأ خاندان ابوقامری نیاز به ارائه توضیحات کامل تر و دقیق تری است زیرا در این تابلو با هدف منحرف کردن خواننده، مطالبی غیر واقعی درج شده است. طبق متون تاریخی خاندان پاهلاونی، که در تابلو به صورت پاولاولی آمده است، در قرون وسطا در ارمنستان قدرت گرفتند. آنها از نسل پارت های اشکانی و از خاندان های سورن و کارن بودند. پس از سقوط اشکانیان و استقرار ساسانیان، پاهلاونی هایی که از خاندان کارن بودند سعی کردند به ارمنستان پناه آورند اما در راه ارمنستان گرفتار نیروهای ساسانی شده و قتل عام شدند و تنها تعداد اندکی از آنان جان سالم به در بردند. یکی از این نجات یافتگان پیروزماد بود که به آسیای میانه گریخت و فرزندش، کامسار، نیز توانست خود را به ارمنستان برساند. تیرداد، پادشاه ارمنستان، حکومت برخی از مناطق ارمنستان را به کامسار داد و به این ترتیب، خاندان کامساراکان در ارمنستان تشکیل شد. از این خاندان، که با نام اجدادشان پاهلاونی نیز نامیده می شدند، در قرن نهم میلادی کمتر در تاریخ ارمنستان یاد شده است اما در قرن دهم میلادی بار دیگر قدرتمند شده و با نام پاهلاونی وارد عرصۀ تاریخ ارمنستان شده اند. بنیان گذاران خاندان پاهلاونی دو برادر با نام های آرداک و ابوقامر بودند[۱۳۷] که هیچ ارتباطی با منطقۀ خراسان نداشته اند.
در کنار قلعۀ کچرور،[۱۳۸] تابلوی راهنمایی به زبان های انگلیسی و ترکی نصب شده است که ساموئل کاراپتیان در ۲۰۰۸م از آن عکس گرفته است. ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:
«قلعۀ کچی وان. روایت شده است که در بین سال های ۶۵۰ ق. م. تا ۱۶م، این منطقه چراگاه حیوانات آلپر تونگا، رهبر اقوام ترک سکا (سیت)، بوده است که از قفقاز به مناطق اطراف رود ارس آمده بودند. از این قلعه در روایت های حماسی بسیاری یاد می شود. در دورۀ آرساک لرها، آرتاگئرا نامیده می شده است. در قرن پنجم میلادی به دست رومیان می افتد. در ۶۱۸م تنها شهر معروف در منطقۀ قارص بوده که به خاندان کامساراکان، از اقوام اوغوز، تعلق داشته است. قلعه در زمان خلافت المستعصم بالله، خلیفۀ عباسی، به دست هلاکوخان مغول ویران می شود. پس از مدتی، توسط قره یوسف قره قویونلو مرمت و سپس توسط تیمور بازسازی می شود. در ۱۵۷۹م، با تصرف قلعه به دست عثمانی ها بار دیگر مرمت می شود. در جنگ ترکیه و روسیه، در ۱۸۲۸م، توسط روس ها محاصره و با گلوله های توپ ویران می شود. در اواخر ۱۹۶۰م، نام آن از کچی وان، به معنی شهری که فقط یک دروازه دارد، به تونچکایا تغییر یافته است».
اطلاعات قسمت ابتدایی تابلوی راهنما کاملاً نادرست است؛ زیرا اقوام سکا (سیت)، که در استپ های آسیای میانه سکونت داشتند، هیچ گاه به داخل فلات ارمنستان نفوذ نکرده اند. در فرهنگ نامۀ لغات زبان ترکی نیز در خصوص این قوم (سیت ها) چنین نوشته شده است:
«سیت ها: اقوامی که پیش از میلاد از آسیای مرکزی به جنوب روسیه آمده و در آنجا تشکیل امپراتوری دادند».[۱۳۹]
نام دیگر قلعه در تابلو به صورت آرتاگئرا ذکر شده است (در بین مورخان دیگر به صورت Artagera, Artogerassa و در بین مورخان ارمنی به صورت آرتاگیرس و آرتاگیر) که این نام ارتباطی با این قلعه ندارد و مربوط به قلعۀ دیگری در نزدیکی قلعه کچرور است. [۱۴۰]در کتاب جغرافیای ارمنستان، که در ۱۶۵۶م گردآوری شده است، نیز بر جدا بودن این دو قلعه تأکید شده است:
« … قصر کاپویت (آرتاگریتس) در شهر کچور و همچنین، صومعۀ صخره ای تزاراکار ـ محلی که قبر اسقف خاچاطور کچارتسی در آن واقع است ـ در منطقۀ گابغنیانتس واقع شده اند …». [۱۴۱]
اطلاعات ارائه شده در تابلو در خصوص مالکیت خاندان کامساراکان بر قلعه، صحیح است اما منشاء این خاندان از قوم اوغوز نبوده و آنها بسیار پیش تر از اوغوزها در ارمنستان سکونت داشته اند. [۱۴۲] این مطلب را فرهنگ نامۀ لغات زبان ترکی نیز تأیید می کند. [۱۴۳]
بر روی دیوار قلعۀ بابرد،[۱۴۴] تابلوی راهنمایی به زبان های انگلیسی و ترکی نصب شده است که ساموئل کاراپتیان در ۲۰۰۷ م، از آن عکس گرفته است.
ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:
«قلعۀ بایبورد.
قلعه در ۱۰۰۰م بنا شده و شاهد تمدن های بسیاری بوده است. تا زمان تصرف آن به دست ترکان، قلعه تحت حاکمیت روم، ارمنیان، بیزانس و اعراب بوده است. یکی از نمونه های زیبای معماری سلجوقی در بین قلعه های واقع در آناتولی است. قلعه برای اولین بار توسط ژوستینین، امپراتور روم، مستحکم شد. پس از مدتی، در زمان بنی سلدق، بازسازی آن از سر گرفته شد و سرانجام، طی ۱۲۰۰ ـ ۱۲۳۰م، در زمان ملک موگیس الدین طغرل، شاه حاکم ارزروم، بازسازی آن به پایان رسید. به دلیل به کارگیری کاشی های لعابدار در تزیینات، قلعه با نام چینی ماچین معروف شده است. کاشی های لعابداری با رنگ های نیلی و بنفش در پوشش خارجی دیوارهای غربی و شمالی به کار رفته است. به دلیل خرابی های حاصل از جنگ اثری از کاشی های لعابدار قسمت های دیگر باقی نمانده است».
ذکر سال ۱۰۰۰ میلادی به عنوان تاریخ بنای قلعه صحیح نیست،؛ زیرا موسی خورنی[۱۴۵] برای اولین بار در قرن پنجم میلادی به وجود این قلعه اشاره کرده است. او در کتاب خود چنین نوشته: «… زمانی که سمبات، فرزند بئوراد، خبر قتل عام سانادروک و پسرانش را می شنود، دو دختر او، به نام های سمبادانوش و سمبادوهی، را به قلعۀ بابرد می برد و برای حفاظت از جان آنان مردان شجاعی را در قلعه می گمارد …». ضمناً او یادآور می شود که این حادثه در آخرین سال حکومت داریوش سوم (۳۳۶ـ۳۳۰ ق. م.) رخ داده است. [۱۴۶]
به نظر هاکوپ ماناندیان، مورخ ارمنی، حادثه ای که موسی خورنی به آن اشاره دارد مربوط به قرن یکم میلادی است. [۱۴۷] بنابراین، طبق نظر موسی خورنی قلعه در دوران پادشاهی یرواندی (۳۳۰ـ۲۰۲ ق. م.) و طبق نظر ماناندیان در دوران پادشاهی آرشاکونیاتس (۶۶ ـ ۴۲۸م) وجود داشته است.
اما در مورد بازسازی قلعه، به گواهی پروکوپیوس،[۱۴۸] مورخ رومی، ژوستینین کبیر، کار بازسازی قلعه را در قرن ششم میلادی انجام داده است. [۱۴۹] توضیح این نکته ضروری است که اطلاعات درج شده در تابلو با یکدیگر همخوانی ندارند زیرا تاریخ بنای قلعه سال ۱۰۰۰م، ذکر شده در حالی که ژوستینین در قرن ششم میلادی می زیسته است.
در بخش ترکی تابلو، از ارمنیان جزو حاکمان قلعه نام برده شده اما در بخش انگلیسی این قسمت حذف شده است. با در نظر گرفتن این واقعیت که ارمنیان سازندۀ قلعه بوده اند و قلعه سالیان طولانی متعلق به آنان بوده است می بایست ابتدا از ملتی که قلعه را بنا کردند نام برده می شد، سپس، نام اقوام مختلفی که طی قرون مختلف بر قلعه حاکم شدند ذکر می شد.
در کنار کلیسای آراکلوتس مـقـدس در شـهـر آنــی دو تابـلوی راهنما (یکی به رنگ آبی و دیگری سفیـد) نـصب شـده است، کـه ساموئل کاراپتیان در ۲۰۱۰ م، از آنها عکس گرفته است.
ترجمۀ متن تابلوی راهنمای آبی به شرح زیر است:
«کلیسای آراکلوتس (کاروان سرا).
در ســال ۱۰۳۱م، بنــا شـده اسـت. در ســال ۱۰۶۴م، در زمــان سلجوقیــان، بنـایـی در کنـار کلیـسا ساختـه و تبدیل به کاروان سرا شد».
ترجمۀ متن تابلوی راهنمای سفید به شرح زیر است:
«کاروان سرا. کلیسای آراکلوتس.
در سال ۱۰۳۱م، به عنوان کلیسا ساخته شد. با الحاق ورودی، گنبد و سایر بناها در زمان سلجوقیان به کاروان سرا تبدیل شد. از نظر معماری و حجاری بیانگر میراث سلجوقیان است».
توضیح آنکه تاریخ دقیق بنای کلیـسا مشخص نیست و احتمـالاً در قـرون دهـم یا یازدهم میلادی[۱۵۰] و نه دیرتـر از سال ۱۰۳۱م[۱۵۱] ساختـه شده است. کتیبـه های مربوط به سال های ۱۰۵۸م و ۱۱۸۰م[۱۵۲] بـیانـگر ایــن واقعیت است که بنا به عنوان کلیسا، مورد استفاده قرار گرفته است.
ادعـای بنـای مقـرنـس هـای ورودی و گنبد به دست سلجوقیان و تبـدیل کلیـسا به کـاروان سرا، که در تابلـوی راهنـما ذکـر شده است، واقعیت ندارد. در حقیقت بنای ذکر شــده در تابلوهـای راهنـما صحـن کلیـسا است کـه در زمـان حـکومت خانـدان زاکـاریان[۱۵۳] و در ابتـدای قرن سیزدهـم میـلادی بنـا شده است. [۱۵۴] گـواه این مطلب کتـیبه هایی به زبان ارمنـی، مربـوط به سال های ۱۲۱۲، ۱۲۱۶، ۱۲۱۷، ۱۲۲۰، ۱۲۲۷، ۱۲۳۹، ۱۲۵۱، ۱۲۶۹، ۱۲۷۶، ۱۲۷۷، ۱۲۸۰، ۱۲۸۹، ۱۳۰۱، ۱۳۲۰ و ۱۳۴۸م است، که در دیوارهای این بنا قرار دارند. [۱۵۵]
مقرنس، که منشاء ایرانی ـ عربی دارد و در معماری ارمنی تأثیرگذار بوده است، از قرن سیزدهم میلادی در بالای ورودی ها و زیر گنبد بناهای ارمنستان مورد استفاده قرار گرفته است. برای نمونه می توان به گنبدهای صحن های نوراوانک، گاندزاسار، آرادس و هوروموس و در بالای ورودی دیر نقوتس اشاره کرد. دربارۀ معرفی این بنا به عنوان کاروان سرای دورۀ سلجوقی باید یادآور شد که در بین اسامی کاروان سراهای سلجوقی مربوط به قرون سیزدهم و چهاردهم میلادی در کتاب کاروان سراهای دورۀ سلجوقی در آناتولی نامی از آن برده نشده است. همـچنین، در این کتاب، قدیمـی ترین کاروان سرای سلجوقـی کـه در آن از مقرنـس استفـاده شـده مربوط به سال های ۱۲۱۵ـ ۱۲۱۹م معرفی شده است[۱۵۶] که تاریخ آن بعد از بنـای صحـن کـلیسای آراکلوتـس است. بنابراین، معرفی کلیسا و صحن آراکلوتـس به منزلـۀ کاروان سرا هیچ توجیـه علمـی ندارد و به طور قطـع تحریف تاریخ است.
در کنـار ورودی قلعـۀ اولتـی[۱۵۷] تابلـوی راهنمـایی به زبان های ترکی و انگلیسی نصب شده که ساموئل کاراپتیـان در ۲۰۰۸م، از آن عـکس گرفته است.
ترجمۀ متن تابلوی راهنما به شرح زیر است:
«از تاریخ بنای قلعه، که نماد شهر است، اطلاع دقیقی وجود ندارد. احتمالاً در دورۀ اورارتو، که در پایان هزارۀ اول پیش از میلاد بر این منطقه تسلـط داشتـند، ساختـه شـده است. قلعه در دوره های کیکلوپین،[۱۵۸] روم و بیزانس و همچنین قرون وسطا مورد استفاده قرار گرفته است. قلعه شامل دو بخش است: بخش خارجی، که شهر قدیمی با دیوارهای احاطه شدۀ آن است و بخش داخلی، با دیوارهای بلند، که در بین دیوارهای بخش بیرونی قرار دارد و تاکنون حفظ شده است. بخش داخلی قلعه دارای برج و دیوارهای بلندی است که در ساحل شرقی رودخانه اولتو قرار دارد. در قرن یازدهم میلادی منطقه به دست سلجوقیان می افتد. آنها در بخش شرقی قلعۀ داخلی، حمام سلجوقی می سازند که یکی از مهم ترین مستندات تسلط سلجوقیان بر این قلعه است. در قرن شانزدهم میلادی قلعه تحت حکومت عثمانی در می آید. در حال حاضر مرمت های صورت گرفته در دوره های مختلف قابل مشاهده است».
در توضیحات تابلوی راهنما بخش تاریخی مربوط به ارمنیان با هدف کتمان واقعیت های تاریخی حذف شده است. قلعۀ وکاقن[۱۵۹] یا همان اولتی مرکز بخشی در استان تایک با همین نام بوده است. قلعه از ۱۸۹ ق. م. تحت حکومت خاندان آرداشسیان[۱۶۰] و بین سال های ۶۶ ـ ۴۲۸م، تحت حکومت خاندان آرشاکونیاتس قرار داشته است. [۱۶۱]
بخش شرقی ارمنستان (که استان تایک نیز قسمتی از آن بوده) از ۴۲۸ ـ ۵۹۱م، تحت حکومت ساسانیان در می آید اما فئودال های ارمنی منطقه خودمختاری خود را حفظ می کنند. [۱۶۲] در ۶۳۹م، تئودوروس رشتونی، از فئودال های قدرتمند ارمنستان، از ضعف امپراتوری های بیزانس و ساسانی استفاده می کند و با متحد کردن سایر فئودال های ارمنستان موفق به تشکیل حکومتی مستقل می شود و منطقۀ تایک و قلعۀ اولتی نیز تحت حکومت وی قرار می گیرد. [۱۶۳] طبق پیمان سال ۶۵۲م با معاویه، ارمنستان تحت حکومت خلفای عرب قرار می گیرد و در قبال پرداخت پانصد سکۀ طلا در سال، استقلال خود را کماکان حفظ می کند که این وضعیت تا پایان قرن هفتم میلادی ادامه می یابد. سپس ارمنستان و در نتیجه قلعۀ اولتی به تصرف اعراب در می آید. با شروع ضعف خلفای عباسی، ارمنستان موفق می شود تا با رهبری آشوت باگرادونی مستقل شود. در قرن دهم میلادی در استان تایک و قلعۀ اولتی، شاخه ای از خاندان باگرادونی، که با نام کئوراباغاد معروف بودند، حکومت مستقلی تشکیل می دهند[۱۶۴] که تا ۱۰۰۰ میلادی و سقوط آن به دست باسیل دوم، امپراتور بیزانس، ادامه می یابد. [۱۶۵] در مورد مطلب ذکر شده در تابلوی راهنما در خصوص حمام ساخته شده در دوران سلجوقیان، ذکر این نکته ضروری است که هم زمان با بنای حمام، کلیسایی ارمنی نیز در قلعه بنا شده است که محققان نژادپرست سعی در نادیده گرفتن آن دارند. علاوه بر این، کلیساهای هُوانس مقدس و گریگور مقدس نیز در قسمت قدیمی شهر وجود داشتند. کلیسای شش محرابی قلعه در قرن دهم یا یازدهم میلادی در مکان کلیسای ویران شده ای ساخته شد که گواه این مطلب، کتیبه ای به زبان ارمنی و ساعت خورشیدی باقیمانده از کلیسای اولیه است. [۱۶۶] در متون تاریخی ارمنی مربوط به سال های ۱۴۷۳ و ۱۴۷۴م، از آن با نام کلیسای مریم مقدس یاد شده است. اولین بار کارل کوخ، در ۱۸۴۳م، در سفرنامۀ خود از کلیسای قلعه، یاد کرده است اما در ۱۸۸۸م کلیسا مخروبه بوده و طبق گواهی تاقایشویلی در ۱۸۹۴م فقط قسمتی از آن به صورت ویرانه باقی مانده بوده است. او در کتاب خود چنین می گوید: «… در بین ویرانه های قلعه باقی ماندۀ کلیسای مریم مقدس به چشم می خورد … اهالی محل تعریف می کردند که قبل از جنگ روس و عثمانی، ارمنیان در روز تولد حضرت مریم مراسم باشکوهی در این کلیسا اجرا می کردند».[۱۶۷]
در کنار ساختمانی در شهر آنی، که با نام مسجد منوچهر معروف است، تابلوی راهنمایی به زبان های ترکی و انگلیسی نصب شده است که ساموئل کاراپتیان در ۲۰۱۰م از آن عکس گرفته است.
ترجــمۀ متـن ترکــی تابلـوی راهنما به شرح زیر است:
«مسجــد ابومنوچــهر. اولیـن مسجد ترکی ساخته شده در آناتولی».
ترجـمۀ متـن انگلیـسی تابلوی راهنما به شرح زیر است:
«مسجـد ابومنـوچـهر. اولیـن مسجد در آناتولی که در سال ۱۰۷۲م، توسط ترکان سلجوقی ساخته شد».
در ابتدا باید یادآور شویم که این بنا در ۱۰۷۲م ساخته نشده بلکه پس از تصرف شهر آنی، بنا به مسجد تبدیل شده است. با بررسی معماری ساختمان مشخص می شود که این بنا دارای کاربرد دیگری بوده است. بسیـاری از بازدیـدکنندگـان از ایـن بنـا در دوره هـای مخـتلف، به همیـن نتیجه رسیده اند و آن را مکان استقرار جاثلیق و یا قصر معرفی کرده اند به خصوص اینکه بنا فاقد محراب بوده و منارۀ آن نیز بعداً به آن اضافه شده است.
در زیر خلاصه نتیجۀ بررسی تعدادی از معماران و دانشمندانی را که از این بنا بازدید کرده اند، ارائه می دهیم.
آندره موراویو، نویسندۀ روس، می نویسد«این بنا توسط منوچهر ساخته نشده زیرا در زمان وی از کلیسای جامع شهر به عنوان مسجد استفاده می شده است».
هنری آبیخ، زمین شناس آلمانی، که در سال های ۱۸۴۴ـ ۱۸۴۵م از این مکان بازدید کرده است، می نویسد«ساختمانی در شهر آنی وجود دارد که تبدیل به مسجد شده است. بر روی دیوار آن کتیبه ای به زبان ارمنی و در زیر آن کتیبه ای به زبان کوفی قرار دارد».
نورایر نرسیسیان چنین می نویسد «نمی دانم در مورد این بنا چه بگویم. شاید کلیسایی بوده که تبدیل به مسجد شده اما در هر صورت بنا فاقد محراب است و آنچه مشخص است بنا پیش از حضور ترکان ساخته و سپس تبدیل به مسجد شده است».
به گفتۀ کشیش یقیشه گغامیان وجود مناره، که بعدها به بنا اضافه شده و وضعیت بنا مشخص می کند که آن قصر بوده است. [۱۶۸] او سپس توضیح می دهد که در بین نقوش روی سقف نقش صلیب به وفور وجود دارد و بر روی ستونی در سمت جنوبی بنا تصویر کوچکی از مریم مقدس نقاشی شده است.
هوسپ اوربلی، باستان شناس، در خصوص این بنا چنین می نویسد« این بنا به دست امیر منوچهر، با تغییراتی، به مسجد تبدیل شده است اما قبل از آن کاربردی نامشخص داشته است، احتمالاً کاربرد آن در ارتباط با دیوارهای دفاعی شهر، دره زیر پای آن و پل روی رودخانه بوده است».
در آخر آنچه مسلم است اینکه ترکیه با نصب تابلوهای راهنما (که ۱۵ مورد از آنها را طی این مقاله بررسی کردیم) در کنار آثار فرهنگی باقی مانده از ارمنیان قصد دارد که با ارائۀ تصویری نادرست از واقعیت های تاریخی و فرهنگی، ذهن گردشگران و بازدیدکنندگان را با اطلاعات نادرست و تحریف شده انباشته کند. کاری که در هیچ کشور دیگری متداول و پسندیده نیست.
همچنین آشکار است که با انهدام میراث فرهنگی ارمنیان و تحریف واقعیت های تاریخی از طریق انتشار کتاب به زبان های مختلف و نصب تابلوهای راهنما با مطالب نادرست، ترکیه، در کنار سرزمین های ارمنیان قصد دارد تا میراث فرهنگی متعلق به آنان را نیز، تصاحب کند. [۱۶۹]
پینوشتها:
۱-متولد شهر حلب که تحصیلات عالی را در رشتۀ معماری در دانشگاه دولتی حلب گذرانده است. کورتوشیان از ۲۰۰۶م، با سازمان مطالعۀ معماری ارمنی (RAA) شروع به همکاری کرده است. او در سمینارهای متعدد در خصوص میراث فرهنگی ارمنیان در ترکیه به عنوان سخنران شرکت داشته و به غیر از مقالاتی که در این خصوص در فصلنامه های مختلف به چاپ رسانده، سه کتاب نیز تألیف کرده است.
2- https://www.facebook.com/turkisharchaeonews/
3- Raffi Kortoshian ” What is Concealed in the Turkish Information Boards of the Historical Monuments in Western Armenia?» Duty of Soul, Research on Armenian Architecture , N. 4 (May-October,2011), p. 1-12 & ibid. , N. 5 (January – March,2012), p. 1-10.
۴-مترجم.
۵-استان های شرقی ترکیۀ امروزی. ـ م
۶-برای اطلاعات بیشتر ر.ک: شاهن هوسپیان، «بازمانده ای از انهدام فرهنگی»، پیمان، س۱۴، ش ۵۲ (تابستان ۱۳۸۹): ۵ ـ ۳۰. ـ م
۷- برای اطلاعات بیشتر ر.ک: شاهن هوسپیان، «به یاد دکتر آرمن حق نظریان»، پیمان، س۱۳، ش ۵۰ (زمستان ۱۳۸۸): ۵ ـ ۱۸. ـ م
8- Stephen Sim
9- Akdamar
10- Akhtamar
11-Ahtamar
۱۲-در زبان ترکی حرف «ه» به جای حرف «خ» می آید و نه «ک» اما حرف «ت» با همان صدای «ت» تلفظ می شود و به صورت «د» تلفظ نمی شود.
۱۳-دانشنامۀ ارمنستان شوروی، ج۱ (ایروان: ۱۹۷۴)، ص ۲۵۴. همچنین، برای توضیحات کامل تر در مورد حجاری های دیوارهای خارجی ر.ک:
Stepan Mnatsakanian , Aghtamar: A Jewel of Medieval Armenian Architecture (Yerevan: s. n, 1983), p. 45 – 144.
۱۴-برای اطلاعات بیشتر ر.ک: آرپی مانوکیان، «آنی، اسطوره ای ناکام »، پیمان، س۱۲، ش ۴۶ (زمستان ۱۳۸۷): ۶۴ ـ ۸۹. ـ م
15- Abul Asvar
۱۶-شهر باستانی دوین که در نیمۀ دوم قرن چهارم میلادی پایتخت ارمنستان شد و پس از تسلط اعراب بر ارمنستان، به شهر محل استقرار حاکم عرب در منطقۀ قفقاز تبدیل شد. ویرانه های این شهر در نزدیکی شهر امروزی آرتاشات قرار دارد. ـ م
17- Emir Patlun
۱۸-تاریخ ارمنستان، ج۳ (ایروان: بی نا، ۱۹۷۶)، ص ۴۷۸ و ۴۷۹.
19- Nicholas Yakovlevich Marr
20- Joseph Orbeli
۲۱-س. مناتساکانیان، «قصرها و مهمان خانه های شهر آنی»، بادماباناسیراکان هاندس، ش۴ (ایروان،۱۹۸۱)، ص۷۶.
22- Gagkashen
این کلیسا در شهر آنی قرار دارد و بین سال های ۱۰۰۱ ـ ۱۰۱۰م بنا شده است. ـ م
۲۳- و. ماردیروس هاروطونیان، شهر آنی (ایروان، بی نا، ۱۹۶۴)، ص۷۳ و ۷۴.
۲۴-توروس تورامانیان، «آنی، شهر یا قلعه؟»، آزگاگراکان هاندس، ش۲،کتاب ۲۳ (تفلیس: بی نا، ۱۹۱۲)، ص ۲۱ و ۲۲؛ وان خاچاطور، رنگ ها در معماری ارمنی در سده های سوم تا نوزدهم میلادی (ایروان: بی نا، ۲۰۰۸)، ص۲۱.
25- Saghmosavank
26- Nor-Varagavank
27- Harijavank
28- Mshkavank
۲۹-قلعه ای در استان وان، در جنوب شرقی شهر وان که در منابع ارمنی با نام آشوتابرد معروف است. ـ م
۳۰-هر چند در تابلوی دوم توضیحات بیشتری در خصوص ساختمان های داخل قلعه داده شده است اما اشاره ای به دو کلیسا نشده است.
۳۱-م. میراخوریان، سفرنامه به مناطق ارمنی نشین شرق عثمانی، بخش دوم ( استانبول، بی نا، ۱۸۸۵)، ص ۱۲۴.
۳۲-کارستسی، «مسافرت به کردستان ترکیه»، مورج، ش 5 ( 1905)، ص ۱۰۲.
۳۳-جغرافی دان و تاریخ نویس عرب قرن هفتم هجری قمری. ـ م
۳۴-منابع عربی در خصوص ارمنستان و کشورهای همسایه آن، براساس نوشته های یاقوت حموی( ایروان: های گیرک،۱۹۶۵)، ج۳، ص ۶۱.
۳۵- جهانگرد ترک در قرن یازدهم هجری قمری. ـ م
۳۶-کاتب چلبی، جهان نما، بخش «منابع ترک در خصوص ارمنستان و کشورهای همسایه» (ایروان: بی نا، ۱۹۶۴)، ج۲، ص ۳۸.
۳۷-همان، ص ۲۵۰ و ۲۶۰.
۳۸-میراخوریان، همان، ص ۱۲۵.
۳۹-دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، ۱۹۷۹)، ج۵، ص۷۲.
۴۰-به زبان ارمنی کارس نامیده می شود و از ۹۲۹ـ ۹۶۱م پایتخت ارمنستان بوده است. ـ م
۴۱-اولین امیرنشین ترک در شهر ارزروم بعد از جنگ ملازگرد در ۱۰۷۱م. ـ م
۴۲- مورخ ارمنی قرن یازدهم میلادی. ـ م
۴۳- مورخ ارمنی قرن دهم میلادی. ـ م
۴۴- مورخ ارمنی قرن یازدهم میلادی. ـ م
۴۵- مورخ ارمنی قرن دوازدهم میلادی. ـ م
۴۶- امپراتور بیزانس در قرن دهم میلادی. ـ م
۴۷- دانشنامۀ ارمنستان شوروی( ایروان، ۱۹۷۹)، ج۵، ص۳۴۲؛ آ.ی. «شهرقلعۀ قارص»، آردزاگانک، ش ۳ (مارس ۱۸۹۰م)، ص ۱۰.
۴۸- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، ۱۹۷۹)، همان جا.
۴۹- هراچیا آجاریان، دانشنامه اسامی ارمنستان (ایروان، ۱۹۴۲)، ج۱، ص ۳.
۵۰- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، ۱۹۷۴)، ج۱، ص۴۰۷.
۵۱- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، ۱۹۷۹)، ج۵، ص۳۴۲.
۵۲- آجاریان، همان، ج۱، ص ۴ و ج۳، ص ۴۶۲.
۵۳- آجاریان، همان، ج۳، ص ۴۳۵.
۵۴- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، ۱۹۷۹)، ج۵، ص۳۴۲.
۵۵- آ.ی. «شهرقلعۀ قارص»،همان، ش ۴ (مارس ۱۸۹۰م)، ص ۴.
۵۶- ترجمۀ متن: این برج در تاریخ ۱۱۸۴م به یادبود خاچوتین کانکیتات مرمت شد. خداوند اورا بیامرزد. ـ م
۵۷- ملکه تامارا از خاندان ارمنی باگرادونی شاخۀ گرجستان که از ۱۱۸۴ ـ ۱۲۱۳م بر گرجستان حکومت کرد. ـ م
۵۸- از خاندان های قدرتمند ارمنی در دربار گرجستان که بین سده های یازدهم تا چهاردهم میلادی حاکم بر ارمنستان بودند. ـ م
۵۹- هاروطونیان، همان، ص۱۲۳.
60- Vardan Areveltsy
تاریخ نویس، مترجم، فیلسوف و جغرافی دان ارمنی قرن سیزدهم میلادی. ـ م
۶۱- تاریخ ارمنستان، همان، ص۵۳۷.
۶۲-ترجمۀ متن : در ۱۲۳۴م، در زمان پادشاهی روسودان و حاکمیت ایوان (زاکاریان)، ما مسیحیان شهر کارس (قارص) برج های قلعه را با دست رنج خودمان مرمت کردیم. ـ م (ن. سرکیسیان، شرح مناطق هایک کوچک و بزرگ[ ونیز: بی نا، ۱۸۶۴]، ص ۱۰۴).
۶۳- پایتخت ارمنستان از ۹۶۱ ـ ۱۰۴۵ م که در حال حاضر بر روی خط مرزی ارمنستان و ترکیه و در داخل خاک ترکیه قرار دارد. ـ م
۶۴- فصلنامۀ آرارات (۱۸۹۲): ۳۳۶ ؛ میراخوریان، همان، بخش اول (استانبول: بی نا، ۱۸۸۴)، ص۲۴؛ آ. قانالانیان، آواندابادوم (ایروان: بی نا، ۱۹۶۹)، ص ۲۱۶.
65- Yeremia Tevkants
اسقف یرمیا در سرکسنتس (تیوکانتس)، زبان شناس و نویسنده (۱۸۲۹ ـ ۱۸۸۵م). ـ م
66- Timeteos
۶۷- یرمیا تیوکانتس، معماری هایک کوهستانی و واسپوراکان در سال های ۱۸۷۲ ـ ۱۸۷۳ (ایروان: بی نا، ۱۹۹۱)، ص ۵۸.
68- Grigor Magistros
گریگور ماگیستروس (بژنتسی) از خاندان پاهلاوونی و فرزند هولوم واساک بود که با کمک اشراف ارمنی گاگیک دوم باگرادونی را در ۱۰۴۳م به تخت سلطنت نشاند اما با پادشاه اختلاف نظر پیدا کرد و به منطقه دارون رفت. پس از تصرف شهر آنی توسط بیزانس حکومت منطقه دارون را به دامادش تورنیک مامیکونیان محول کرد و خود به منطقه شمال بین النهرین رفت و از طرف امپراتوری بیزانس حاکم منطقه شد. او تا آخر عمر در آنجا باقی ماند و پس از مرگ، در ۱۰۵۹م، در دیر مریم مقدس در حسن قلعه (قلعۀ باسن) به خاک سپرده شد.
۶۹- این دیر در قرن یازدهم میلادی توسط گریگور ماگیستروس بنا شده و کتیبه ای به نام ماگیستروس به تاریخ ۱۲۷۱م در دیوار کلیسای دیر قرار داشته است که یرمیا تیوکانتس در صفحات ۵۴ و ۵۵ کتاب خود از آن یاد کرده است. خاندانی که از گریگور ماگیستروس باقی ماند با همین نام شناخته شد که کتیبه های روی پل به تاریخ ۱۱۶۰م و کتیبه روی دیوار کلیسای دیر به تاریخ ۱۲۷۱م مربوط به اعضای این خاندان هستند که به علت تخریب هر دو کتیبه امکان شناسایی نسبت آنها با گریگور ماگیستروس وجود ندارد.
70- Castle of Daroink
71- Kajberuny
۷۲- کاجبرونی، «خاطرات»، لوما، ش3 (1904): ۱۵۴.
۷۳- قِوُند عالیشان، آیرارات (وین: بی نا، ۱۸۹۰)، ص ۲۴.
74- Arshakuni Dynasty
شاخۀ ارمنستان خاندان پارتی اشکانی که به طور مستقل از ۶۴ ـ ۴۲۸م بر ارمنستان حکومت کردند. ـ م
۷۵- تاریخ ارمنستان (ایروان، ۱۹۷۱)، ج۱، ص ۴۳۵، ۴۳۸ و ۴۳۹، ۴۴۴، ۴۴۶، ۵۰۴.
۷۶- همان، ص ۴۴۴.
۷۷- همان، ص ۵۰۱، ۵۰۴، ۵۰۸ و ۵۲۱.
۷۸- همان، ص ۵۱۶، ۵۲۱ و ۵۲۶.
۷۹- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، ۱۹۷۶)، ج۲، ص۱۴۰ و ۱۴۱.
۸۰- تاریخ ارمنستان همان، ص ۷۰۳ ـ ۷۴۳؛ دانشنامۀ ارمنستان شوروی، همان، ص۱۰۷.
۸۱- تاریخ ارمنستان همان، ص ۷۶۰؛ دانشنامۀ ارمنستان شوروی، همان، ص۱۰۷ و ۱۰۸.
۸۲- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، ۱۹۷۹)، ج۵، ص۲۱۵.
83- www.tdk.gov.tr
Oğuz: XI. yüzyilda Harezm bölgesinde toplu olarak yaşayan ve daha sonra batilya doğru göç ederek bugünkü Türkmen, Azeri, Gagavuz ve Türkiye Türklerinin aslilnil oluşturan büyük bir Türk boyu.
۸۴- ک. باسماجیان، «گذشته و حال شهر آنی»، بازماوب (سپتامبر ۱۹۲۳): ۲۶۳.
۸۵- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، ۱۹۷۹)، ج۵، ص۲۱۵. همچنین در مورد خاندان کامسارکان مورخان قرن پنجم همچون غازار پاربتسی و یقیشه در کتاب های خود که مربوط به تاریخ ارمنستان هستند گواهی کرده اند.
۸۶- غازار پاربتسی، تاریخ ارمنستان. یادداشت هایی برای واهان مامیکونیان (ایروان: بی نا، ۱۹۸۲)، ص ۲۹۳؛ یقیشه، تاریخ جنگ های آوارایر(معروف به جنگ های وارطان) (ایروان: بی نا، ۱۹۵۸)، ص۶۴.
۸۷- دانشنامۀ ارمنستان شوروی(ایروان،۱۹۷۴)، ج۱، ص۴۸۷ ـ ۴۸۸؛ ه. در آبراهامیان، جغرافیای شهر آنی (ایروان: بی نا، ۱۸۶۲)، ص ۲۷۰.
۸۸-تاریخ ارمنستان (ایروان، ۱۹۸۴)، ج۲، ص ۵۲۲ ـ ۵۲۸ و ۵۳۴.
۸۹- تاریخ ارمنستان (ایروان، ۱۹۸۴)، ج۳، ص ۵۲۲ ـ ۵۲۸ و ۵۳۴ ؛ دانشنامۀ ارمنستان شوروی( ایروان، ۱۹۷۴)، ج۱، ص ۴۰۷ و ۴۰۸.
۹۰- دانشنامۀ ارمنستان شوروی(ایروان، ۱۹۷۴)، ج۱، ص ۴۰۸.
۹۱- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، ۱۹۷۴)، ج۱، ص ۴۰۷.
۹۲- تاریخ ارمنستان (ایروان، ۱۹۷۲)، ج۴، ص ۱۶ و ۱۷.
۹۳-قلعۀ بالو در استان دیاربکر قرار دارد. ـ م
94- Teroyants
۹۵- م. ترویانتس، «بالو»، آراکس، س۷ (بیروت، ۱۸۹۷)، ص ۳۸.
۹۶- تاریخ ارمنستان (ایروان، ۱۹۸۱)، ج۶، ص ۲۶۷ و ۲۶۸.
97- Simeon Lehatsy (1584 – 1639)
جهانگرد ارمنی که سفرنامه ای نیز از خود برجای گذاشته است. ـ م
۹۸- سیمون لهاتسی، سفرنامه (ایروان: بی نا، ۱۹۹۷)، ص۱۱۷.
۹۹- ب. ناتانیان، اطلاعاتی در خصوص اهالی ارمنستان شامل بالو، خاربرد، … (قسطنطنیه: بی نا، ۱۸۳۳)، ص ۳۰ و ۳۲.
۱۰۰- پاپازیان، تاریخ بالاهویت (نیویورک: بی نا، ۱۹۶۳)، ص ۱۴ و ۱۵.
۱۰۱- ترویانتس، همان جا.
۱۰۲- گ. هالاجیان، قوم شناسی و فولکلور ارمنیان (ایروان: بی نا، ۱۹۷۳)، ص۷۷.
۱۰۳- تاریخ ارمنستان (ایروان، ۱۹۷۱)، ج۱، ص ۴۳۵، ۴۳۸ ـ ۴۳۹، ۴۴۴، ۴۴۶، ۵۰۱، ۵۰۴، ۵۰۸، ۵۲۱ و ۵۲۶.
۱۰۴- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، ۱۹۷۶)، ج۲، ص ۱۴۰.
۱۰۵- همان، ص ۱۰۷ و ۱۰۸.
۱۰۶- تاریخ ارمنستان (ایروان، ۱۹۸۴)، ج۲، ص۲۱۹ ـ ۲۲۱.
۱۰۷- همان، ص ۳۶۲ ـ ۳۶۵.
۱۰۸- گ. گریگوریان، حکومت فئودالی باگرادونی های دارون در قرون نهم و دهم میلادی (ایروان، بی نا، ۱۹۸۳)، ص ۱۱۶، ۱۲۱ و ۱۲۲.
109- Matteos Urhayetsi (Matthew of Edessa)
مورخ ارمنی قرن دوازدهم میلادی. ـ م
۱۱۰- تاریخ ارمنستان (ایروان، ۱۹۷۱)، ج۱، ص ۴۳۵، ۴۳۸ ـ ۴۳۹، ۴۴۴، ۴۴۶و ۵۰۴.
۱۱۱- و. هاکوپیان ؛ آ. هوانسیان، یادنامۀ کتب دست نویس ارمنی مربوط به قرن هفدهم میلادی (ایروان: بی نا، ۱۹۷۸)، ج۲، ص ۳۰۳ .
۱۱۲- تحریر کنندۀ نسخه های خطی.
113- Jarentir
بزرگ ترین کتاب دست نویس به زبان ارمنی که در دیر آواگ، نزدیک ارزنجان کنونی، در سال های ۱۲۰۰ ـ ۱۲۰۲م نوشته شده است. این کتاب دارای ابعاد ۳/۵۵ × ۵/۷۰ سانتی متر، ۶۰۱ صفحه و ۲۸ کیلو وزن می باشد که در موزۀ ماتناداران ایروان نگهداری می شود. ـ م
۱۱۴- و. هاکوپیان، یادنامۀ کتب دست نویس ارمنی مربوط به قرن هفدهم میلادی (ایروان: بی نا، ۱۹۸۴)، ج۳، ص ۲۷۶.
۱۱۵- همان، ص ۵۰۳.
۱۱۶- همان، ص ۵۸۰.
۱۱۷- دیوان تاریخ ارمنستان(ایروان : بی نا،۲۰۰۳) (سری جدید)، کتاب اول، ج۲، ص ۳۴۹.
۱۱۸- ناتانیان، همان، ص ۳۳.
۱۱۹- ترویانتس، همان، ص ۴۲.
۱۲۰- سرکیسیان، آداب، سنن، لهجه و سطح معلومات مردم بالو (قاهره: بی نا، ۱۹۳۲)، ص ۲۲۹.
۱۲۱-همان جا.
۱۲۲- قلعۀ وان در حومۀ شهر وان در ساحل شرقی دریاچۀ وان قرار دارد. ـ م
۱۲۳- کتیبۀ خشاریارشاه به دو زبان بر روی صخرۀ جنوبی قلعه کماکان وجود دارد. ـ م
۱۲۴- تاریخ ارمنستان (ایروان، ۱۹۷۱)، ج۱، ص ۴۳۵، ۴۳۸ ـ ۴۳۹، ۴۴۴، ۴۴۶، ۵۰۱، ۵۰۴، ۵۰۸ و ۵۱۶، ۵۲۱ و ۵۲۶.
۱۲۵- تاریخ ارمنستان (ایروان، ۱۹۸۴)، ج۲، ص ۱۰۷ ـ ۱۰۸ و ۱۴۰.
۱۲۶- تاریخ ارمنستان (ایروان، ۱۹۸۴)، ج۲، ص۳۶۲ ـ ۳۶۵.
۱۲۷- دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، ۱۹۷۶)، ج۲، ص۷۶.
۱۲۸- گ. آقانیانتس، دیوان تاریخ ارمنستان (تفلیس: بی نا، ۱۹۱۲)، ص ۱۲۳.
129- Vital Cuinet, La Turquie d’Asie, Géographie Administrative (Paris: E. Leroux, 1891), t. I, p. 693.
130- Abughamerents Church
۱۳۱- شهری در استان ارزروم. ـ م
۱۳۲- س. کاراپتیان، آنی ۱۰۵۰ (ایروان: بی نا، ۲۰۱۱)، ص ۷۷.
133- Abughamer
۱۳۴- باسماجیان، همان، ص ۲۶۴.
۱۳۵-جالالیانتس، سفر به ارمنستان بزرگ، «بخش دوم» (تفلیس: بی نا، ۱۸۵۳)، ص ۱۳.
۱۳۶- ترجمۀ متن کتیبه: در ۱۰۴۰م، من ابوالغریب، حاکم ارمنی، فرزند گریگور و نوۀ ابوقامر، حاکم ارمنی، هر چند به دلیل کوچک ترین فرزند بودن از طرف والدینم نادیده گرفته شدم اما به دلیل عشق به والدینم این آرامگاه را برای پدرم گریگور و برادرانم حمزه و هریماوادا بنا کردم که شامل دو اتاق به نام های دو قدیس استپانوس و گریگور نام گذاری کردم. ـ م
۱۳۷-دانشنامۀ ارمنستان شوروی (ایروان، ۱۹۸۳)، ج۹، ص۹۸ و ۹۹.
138- Kechror Castle
در ۵۵ کیلومتری جنوب غربی شهر قارص قرار دارد. ـ م
139- www.tdk.gov.tr
Iskit: Milattan önce Orta Asya’dan Güney Rusya’ya göç ederek burada imparatorluk kuran kavim.
۱۴۰-م. هوانسیان، قلعه های ارمنستان (وین: بی نا، ۱۹۷۰)، ص۶۶۹ ـ ۶۷۴.
۱۴۱- ه. توپچیان، دیوان دست نویس های خاچیک دادیان، «بخش اول» (واغارشاباد: بی نا، ۱۸۹۸)، ص۷۷.
۱۴۲-پاربتسی، همان، ص ۱۰۰، ۱۳۴، ۱۴۸، ۱۵۲و ۱۵۴.
143- www.tdk.gov.tr
Oğuz: XI. yüzyilda Harezm bölgesinde toplu olarak yaşayan ve daha sonra batilya doğru göç ederek bugünkü Türkmen, Azeri, Gagavuz ve Türkiye Türklerinin aslilnil oluşturan büyük bir Türk boyu.
144- Castle of Baberd
واقع در جادۀ بین ارزروم و ارزنجان، در کنار روستای بایبورد.
۱۴۵- مورخ ارمنی قرن پنجم میلادی. ـ م
۱۴۶- موسی خورنی، تاریخ ارمنستان(ایروان: بی نا، ۱۹۹۱)، ص ۱۶۱ ـ ۱۶۳.
۱۴۷-هوانسیان، همان، ص ۲۲.
148- Procopius
۱۴۹-همان، ص ۲۳.
۱۵۰- اوربلی، «ویرانه های آنی»، آرارات، ش 7(1911): ۵۷۲؛ لئوندیوو، «ویرانه های آنی»، لومای، ش ۲ (۱۹۰۹): ۳۲.
۱۵۱-قدیمی ترین کتیبۀ به دست آمده، که متعلق به ۱۰۳۱م است، را مبنای بنای کلیسا قرار می دهیم. (جلالیان، سفر به ارمنستان بزرگ، قسمت دوم [تفلیس: ۱۸۵۳]، ص ۱۰ ؛ سرکیسیان، راهنمای هایک بزرگ و کوچک [ وین: ۱۸۶۴]، ص ۱۳۰ ؛ قِوُند عالیشان، استان شیراک [ وین: ۱۸۸۱]، ص۶۰ ؛ راهنمای بناهای تاریخی استان شیراک و شهر آنی [الکساندراپول: ۱۹۰۳]، ص ۴۳؛ لینچ، سفر تحقیقاتی به ارمنستان [استانبول: ۱۹۱۳]، ص ۳۵۴ و …)
۱۵۲-دفتر کتیبه های ارمنی (ایروان: بی نا، ۱۹۶۶)، ج۱، ص ۱۲ و ۱۳.
۱۵۳- در ۱۱۹۹م ارتش مشترک ارمنی ـ گرجی شهر آنی را به تصرف درآورده و آن تبدیل به مرکز حکومت خاندان زاکاریان (۱۱۹۹ ـ۱۲۳۶م) می شود (هاروطونیان، شهر آنی[ایروان، ۱۹۶۴]، ص۱۲۳ ـ ۱۲۴؛ دانشنامۀ ارمنستان شوروی [ایروان، ۱۹۷۴]، ج۱، ص۴۰۷ ـ ۴۰۸ ؛ تاریخ ارمنستان[ایروان، ۱۹۷۶]، ج۳، ص۲۵۲ ـ ۵۲۸).زمانی که مغول ها شهر آنی را در ۱۲۳۶م تصرف می کنند حکومت خاندان زاکاریان در این شهر را به رسمیت می شناسند (هاروطونیان، همان، ص ۲۹۱ ـ ۹۲؛ تاریخ ارمنستان[ایروان، ۱۹۷۲۶]، ج۴، ص ۱۸).
۱۵۴- توروس تورامانیان، آنی، قلعه یا شهر (تفلیس: بی نا، ۱۹۱۲)، ص ۲۱؛ لئوندیوو، همان جا.
۱۵۵-دفتر کتیبه های ارمنی (ایروان: بی نا، ۱۹۶۶ )، ج۱، ص ۱۴، ۱۵، ۱۷، ۱۸، ۲۵؛ «اسقف نشین آنی»، بازماوب،(۱۹۹۶)، ص ۲۶۱، قِوُند عالیشان، همان، ص ۶۳ ـ ۶۴ ؛ گوستانیان، راهنمای کتیبه ها (سن پطرزبورگ: بی نا، ۱۹۱۳)، ص ۱۰۶ .
156- Hakkı Acun , Anadolu Selçuklu Dönemi Kervansarayları (Ankara: Kültür ve Turizm Bakanlığı Yayınları, 2007), p.۱۵ & ۴۲۰.
157- Castle of Oltu
قلعۀ اولتی در منطقۀ ارزروم ترکیۀ امروزی قرار دارد و به اولتو تغییر نام داده شده است. ـ م
158- Cyclopean
۱۵۹-در منابع ارمنی قلعه با نام های وخدیک، وقدیس، اوختیس، اختیس اما در منابع گرجی با نام اولتیسی یاد شده است (اسقف استپانوس دارونتسی، تاریخ جهان [پاریس: ۱۸۵۹]، ص ۱۷۶ و ۲۷۰ ؛تاریخ آریستاکس لاستیورتسی [ایروان: ۱۹۶۳]،ص۲۴ و ۲۵ ؛ هاکوپ کارنتسی، راهنمای ارمنستان علیا [واغارشاباد: ۱۹۰۳]، ص ۱۹ ؛ هاینریش هوشمن، نام های قدیمی مکان های ارمنستان [وین: ۱۹۰۷]، ص ۲۴۵.
160- Strabo, The Geography of Strabo, vol 2, book 11, chap ۴ (London: Henry G.Bohn, 1856 ) p. 267& 269.
161- Robert William Edwards, Medieval Architecture in the Oltu-Penek valley: a premilinary report on the March-land of Northeast Turkey,(Washington: Dumbarton Oaks papers, 1985), p.16.
۱۶۲- تاریخ ارمنستان (ایروان، ۱۹۸۴)، ج۲، ص۲۶۴.
۱۶۳- همان، ص۳۰۵ و ۳۰۶.
۱۶۴-تاریخ ارمنستان (ایروان، ۱۹۷۶)، ج۳، ص۱۰۸؛ دارونتسی، همان، ص ۱۷۵، ۲۴۴، ۲۵۸ و ۲۶۱.
۱۶۵-دارونتسی، همان، ص ۲۶۷ ـ ۲۷۰؛ تاریخ آریستاکس لاستیورتسی، ص ۲۲ و ۲۳.
166- Karl Heinrich Emil Koch, Wanderungen im Oriente, während der Jahre 1843 und 1844, Band 2: (Germany: Weimar, Druck und Verlag des Landes-Industrie-Comptoirs, 1846), p 252.
۱۶۷- خاچیکیان، دیوان دست نویس های قرن پانزدهم میلادی ارمنی (ایروان: بی نا، ۱۹۵۸)، ص ۳۶۲.
۱۶۸- گغامیان، «از آخالتسخا تا آنی»، پوردز (۱۸۸۰)، فصل های ۶ و ۷، ص ۸۳.
۱۶۹-یکی از اهداف سازمان مطالعۀ معماری ارمنی( RAA ) بررسی ابعاد انهدام میراث فرهنگی ارمنیان از ۱۹۴۰م به بعد است. ترکیه طی این سال ها هزاران بنای تاریخی ارمنیان در سرزمین اجدادیشان را نابود کرده که هدف از این کار محو آثار باقی مانده از ارمنیان در کشور ترکیه بوده. بناهایی طی این سال ها نابود شده اند که میراث نه تنها ارمنیان بلکه میراث انسانی برای کل مردم جهان بودند. در انجام گستردۀ نابودی فرهنگی اولین اهداف، کلیساها و سپس سنگ صلیب ها هستند و در صورتی که قادر به تاریخ سازی برای پل ها، قلعه ها، خانه ها و بناهایی از این دست باشند آنها را حفظ کرده و به عنوان میراث فرهنگی نیاکان خود معرفی می کنند. ر.ک: ساموئل کاراپتیان، کشتار بعد از کشتاری دیگر(ایروان: بی نا، ۲۰۱۵)، ص ۱۱.
منابع:
آجاریان، هراچیا. دانشنامۀ اسامی ارمنستان. ایروان: [بی نا]، ۱۹۴۲.ج۱.
آقانیانتس، گ. دیوان تاریخ ارمنستان. تفلیس: [بی نا]، ۱۹۱۲.
اوربلی. «ویرانه های آنی». آرارات. ش ۷. ۱۹۱۱.
باسماجیان، ک. «گذشته و حال شهر آنی». بازماوب. سپتامبر ۱۹۲۳.
پاپازیان. تاریخ بالاهویت. نیویورک: [بی نا]، ۱۹۶۳.
پاربتسی، غازار. تاریخ ارمنستان. یادداشت هایی برای واهان مامیکونیان. ایروان: [بی نا]، ۱۹۸۲.
تاریخ ارمنستان. ایروان، ۱۹۷۱. ج۱.
تاریخ ارمنستان. ایروان، ۱۹۸۴. ج۲.
تاریخ ارمنستان. ایروان، ۱۹۷۲. ج۴.
تاریخ ارمنستان. ایروان، ۱۹۸۱. ج۶.
تاریخ ارمنستان. ایروان، ۱۹۷۶ ج۳.
تورامانیان، توروس. «آنی، شهر یا قلعه؟». آزگاگراکان هاندس. ش۲ .کتاب ۲۳ .تیفلیس: ۱۹۱۲.
تیوکانتس، رمیا. معماری هایک کوهستانی و واسپوراکان در سال های ۱۸۷۲ ـ ۱۸۷۳. ایروان: [بی نا]، ۱۹۹۱.
ترویانتس، م. «بالو». آراکس. س۷ .بیروت، ۱۸۹۷.
توپچیان، ه. دیوان دست نویس های خاچیک دادیان. «بخش اول». واغارشاباد: [بی نا]، ۱۸۹۸.
جالالیانتس. سفر به ارمنستان بزرگ. «بخش دوم». تفلیس: [بی نا]، ۱۸۵۳.
چلبی، کاتب. جهان نما . بخش «منابع ترک در خصوص ارمنستان و کشورهای همسایه». ایروان: [بی نا]، ۱۹۶۴.
خاچاطور، وان. رنگ ها در معماری ارمنی در سده های سه تا نوزدهم میلادی. ایروان: [بی نا]، ۲۰۰۸. ج۲.
خورنی، موسی. تاریخ ارمنستان. ایروان: [بی نا]، ۱۹۹۱.
دانشنامۀ ارمنستان شوروی. ایروان، ۱۹۷۴. ج۱.
دانشنامۀ ارمنستان شوروی. ایروان، ۱۹۷۹. ج۵.
دانشنامۀ ارمنستان شوروی. ایروان، ۱۹۷۶. ج۲.
دانشنامۀ ارمنستان شوروی. ایروان، ۱۹۸۳. ج۹.
در آبراهامیان، ه. جغرافیای شهر آنی. ایروان: [بی نا]، ۱۸۶۲.
دیوان تاریخ ارمنستان. ایروان: [بی نا]،۲۰۰۳. (سری جدید). کتاب اول. ج۲.
دفتر کتیبه های ارمنی. ایروان: [بی نا]، ۱۹۶۶. ج۱.
دارونتسی، استپانوس. تاریخ جهان. پاریس: [بی نا]، ۱۸۵۹.
راهنمای بناهای تاریخی استان شیراک و شهر آنی. الکساندراپول: [بی نا]، ۱۹۰۳.
سرکیسیان، ن. شرح مناطق هایک کوچک و بزرگ. ونیز: [بی نا]، ۱۸۶۴.
سرکیسیان، هاروتیون. آداب، سنن، لحجه و سطح معلومات مردم بالو. قاهره : [بی نا]، ۱۹۳۲.
سرکیسیان، راهنمای هایک بزرگ و کوچک. وین: [بی نا]، ۱۸۶۴.
قارصی. «مسافرت به کردستان ترکیه». مورج. ش ۵ . ۱۹۰۵.
قانالانیان، آ. آواندابادوم. ایروان: [بی نا]، ۱۹۶۹.
کاجبرونیو «خاطرات». لوما . ش۳ .۱۹۰۴.
کاراپتیان، س. آنی ۱۰۵۰. ایروان: [بی نا]، ۲۰۱۱.
کارنتسی، هاکوپ. راهنمای ارمنستان علیا . واغارشاباد: [بی نا]، ۱۹۰۳.
کاراپتیان، ساموئل. کشتار بعد از کشتاری دیگر. ایروان: [بی نا]، ۲۰۱۵.
گریگوریان، گ. حکومت فئودالی باگرادونی های دارون در قرون نهم و دهم میلادی. ایروان: [بی نا]، ۱۹۸۳.
گوستانیان. راهنمای کتیبه ها . سن پطرزبورگ: [بی نا]، ۱۹۱۳.
عالیشان، قِوُند. آیرارات. وین: [بی نا]، ۱۸۹۰.
ــــــ . استان شیراک. وین: [بی نا]، ۱۸۸۱.
لینچ. سفر تحقیقاتی به ارمنستان. استانبول: [بی نا]، ۱۹۱۳.
لهاتسی، سیمون. سفرنامه. ایروان: [بی نا]، ۱۹۹۷.
لئوندیوو. «ویرانه های آنی». لومای. ش ۲ . ۱۹۰۹ .
مانوکیان، آرپی. «آنی، اسطوره ای ناکام ». پیمان. س۱۲. ش ۴۶. زمستان ۱۳۸۷: ۶۴ ـ ۸۹.
میراخوریان، م. سفرنامه به مناطق ارمنی نشین شرق عثمانی. بخش دوم. استانبول: [بی نا]، ۱۸۸۵.
مناتساکانیان، س. «قصرها و مهمان خانه های شهر آنی». بادماباناسیراکان هاندس. ش۴. ۱۹۸۱.
منابع عربی در خصوص ارمنستان و کشورهای همسایه آن. براساس نوشته های یاقوت حموی. ایروان: های گیرک،۱۹۶۵.
ناتانیان، ب. اطلاعاتی در خصوص اهالی ارمنستان شامل بالو، خاربرد، … . قسطنطنیه: [بی نا]، ۱۸۳۳.
هاروطونیان، و. ماردیروس. شهر آنی. ایروان: [بی نا]، ۱۹۶۴.
هالاجیان، گ. قوم شناسی و فولکلور ارمنیان. ایروان: [بی نا]، ۱۹۷۳.
هاکوپیان و. ؛ هوانسیان، آ. یادنامۀ کتب دست نویس ارمنی مربوط به قرن هفدهم میلادی. ایروان: [بی نا]، ۱۹۷۸. ج۲.
هاکوپیان و. یادنامۀ کتب دست نویس ارمنی مربوط به قرن هفدهم میلادی. ایروان: [بی نا]، ۱۹۸۴. ج۳.
هوانسیان، م. قلعه های ارمنستان. وین: [بی نا]، ۱۹۷۰.
هاروطونیان. شهر آنی. ایروان: [بی نا]، ۱۹۶۴.
هوشمن، هاینریش. نام های قدیمی مکان های ارمنستان. وین: [بی نا]، ۱۹۰۷.
ی. آ. «شهرقلعۀ قارص». آردزاگانک. ش ۳. مارس ۱۸۹۰م.
یقیشه. تاریخ جنگ های آوارایر(معروف به جنگ های وارطان). ایروان: [بی نا]۱۹۵۸.
Acun, Hakkı. Anadolu Selçuklu Dönemi Kervansarayları.Ankara: Kültür ve Turizm Bakanlığı Yayınları, ۲۰۰۷
Edwards, Robert William. Medieval Architecture in the Oltu-Penek valley: a Premilinary Report on the Marchland of Northeast Turkey.Washington: Dumbarton Oaks papers, 1985
Koch, Karl Heinrich Emil. Wanderungen im Oriente, während der Jahre 1843 und 1844. Band 2. Germany: Weimar, Druck und Verlag des Landes-Indus-trie-Comptoirs, 1846
Kortoshian Raffi. ” What is Concealed in the Turkish Information Boards of the Historical Monuments in Western Armenia?». Duty of Soul ,Research on Armenian Architecture. N. 4. May-October, 2011.
ـــــــ. « What is Concealed in the Turkish Information Boards of the Historical Monuments in Western Armenia?». Duty of Soul ,Research on Armenian Architecture. N. 5 January – March, 2012.
Mnatsakanian, Stepan. Aghtamar: A Jewel of Medieval Armenian Architecture. Yerevan: s. n, 1983
Strabo. The Geography of Strabo. vol 2. book 11. chap 4.London: Henry G.Bohn, 1856
https://www.facebook.com/turkisharchaeonews/
www.tdk.gov.tr




















































































